بهترین خبر های روز

فلش شاپ - کلیه اخبار فناوری اطلاعات IT شامل عکاسی، معماری، ابزارهای تازه، موبایل، اینترنت و شبکه، امنیت، نجوم، سیستم عامل های ویندوز، مک، لینوکس و غیره.

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

همه‌ی کارمندان و فعالان دنیای کسب‌وکار، روزهای خوب و بد را درکنار هم تجربه می‌کنند. برخی اوقات، روزهای بد به هفته‌های بد هم تبدیل می‌شوند، اما دلیل مناسبی برای ترک کردن شغل نیستند. درمقابل برخی شرایط وجود دارند که می‌توانند دلیل مناسب را برای ترک شغل در اختیار شما قرار دهند. این دلایل، شرایطی هستند که ادامه‌ی کار را غیرممکن و جست‌وجو برای شغل جدید را الزامی می‌کنند.

مقاله‌های مرتبط:

  • در چه شرایطی باید به ترک شغلتان فکر کنید
  • چگونه پس از ترک کار روند شغلی خود را حفظ کنیم

دلایل منطقی برای ترک شغل می‌توانند بسیار متنوع باشند. برخی افراد به‌خاطر مشکل با مدیر یا همکاران تصمیم به تغییر مسیر می‌گیرند و برخی دیگر، اهداف بلندپروازانه را بهانه‌ی استعفا می‌کنند. ترک شغل برای شروع کسب‌وکار مستقل، از دلایل مرسوم این روزها محسوب می‌شود. کارآفرینان گوناگونی وجود دارند که با رؤیای ساختن دنیایی مستقل و رضایت طولانی‌مدت از زندگی کاری، قید حقوق ثابت و منظم کارمندی را زده‌اند.

به‌هرحال، هر فردی می‌تواند دلایل مخصوص به خود را برای تغییر مسیر شغلی داشته باشد. دراین‌میان، نشانه‌هایی وجود دارند که به شما در انتخاب بین ماندن و رفتن کمک می‌کنند. در ادامه‌ی این مطلب زومیت به نشانه‌هایی می‌پردازیم که تفکر درباره‌ی ترک شغل را منطقی‌تر می‌کنند.

۱- خستگی و بی‌حوصلگی

روزهای ابتدایی کار در شغل کنونی را در نظر بگیرید. در آن دوران شور و اشتیاق فراوانی داشتید و هر روز صبح با عشق به پیشرفت به محل کار می‌رفتید. حتی اگر چنان عشقی هم در کار نبود، به‌خاطر شرایط گوناگون همچون حقوق،‌ موقعیت و فرصت‌های پیشرفت، به شغل جدید تمایل نشان می‌دادید.

خستگی چشم

اگر اکنون در شرایطی هستید که هر روز صبح با خستگی، بی‌حوصلگی و بدون امیدی به آینده به محل کار می‌روید، شاید یکی از نشانه‌های تغییر شغل پدیدار شده باشد. با خود فکر کنید که آیا هنوز حاضر هستید پنج یا ۶ روز در هفته و هشت ساعت در هر روز، به این کار بپردازید؟

۲- تعهد درونی به ترک شغل

بسیاری از افراد، روزهایی را تجربه کرده‌اند که در خیال خود برای ترک کردن همیشگی شغل آماده بوده‌اند. در چنین شرایطی باید کمی استراحت کرده و با دقت بیشتر به دلایل خستگی و عصبانیت از شغل فکر کنید. شاید تنها یک روز بد کاری داشته‌اید که قطعا دلیل خوبی برای استعفا نخواهد بود.

آیا همیشه به خودتان قول استعفا می‌دهید؟

در مقابل تفکر و وعده‌های زودگذر ذهنی برای ترک شغل، شرایطی وجود دارد که فرد در آن هر روز تصمیم به استعفا می‌گیرد. فرض کنید به مدت سه ماه هر روز به خود بگویید که شغل کنونی را ترک خواهید کرد. چنین روندی نشانه‌ی مهمی محسوب می‌شود و شاید شما دیگر برای ادامه‌ی مسیر درکنار سازمان کنونی، انرژی نداشته باشید. شاید هم انگیزه‌ی تأسیس کسب‌وکار جدید، بهانه‌ی خوبی برای برنامه‌ریزی‌های هرروزه با هدف استعفا باشد.

قول دادن به خود مبنی بر ترک شغل و صحبت کردن درونی هرروزه، کمکی به پیشرفت آتی شما نخواهد کرد. درمقابل پیشنهاد می‌شود پیش از استعفا، خود را برای شغل بعدی آماده کنید. مهارت‌های مورد نیاز برای استخدام در شرکت جدید را کسب کنید یا از لحاظ شخصی برای هدف آینده آماده شوید. به‌هرحال ترک کردن شغل کار آسانی نخواهد بود و قول‌های همیشگی به خودتان نیز کمکی در این مسیر نمی‌کند.

استعفا

۳- عدم هماهنگی با گروه

تصور کنید که شغلی عالی با حقوقی قابل‌توجه دارید. در چنین وضعیتی، احتمالا رابطه‌ی خوبی هم با همکاران برقرار می‌کنید، اما این ذهنیت وجود دارد که به گروه تعلق ندارید. شاید ذهنیت شما ساختارمند باشد و کارفرما، اعتقادی به چارچوب‌های کاری نداشته باشد (یا بالعکس). درواقع برخی اوقات ماهیت شغل و شرکت ایرادی ندارد و تنها مدیر یا همکاران، با استانداردهای ذهنی و اخلاقی شما همسو نیستند.

وقتی در سازمان احساس غریبه‌بودن داشته باشید، شرایط دشواری در پیش خواهید داشت. شاید تغییر شغل هم کمکی به شما نکند. در چنین وضعیتی بهتر است ابتدا صحبتی با مدیر و کارفرما داشته باشید و نگرانی‌هایتان را مطرح کنید. در مرحله‌ی بعد، اگر نتوانستید موقعیتی متفاوت در سازمان کنونی پیدا کنید، استعفا را به‌عنوان انتخاب مدنظر قرار دهید.

۴- عدم علاقه به شغل مدیر

یکی از دلایل ادامه دادن شغل، پیشرفت احتمالی در آینده است. اگر به‌خاطر چنین وضعیتی در شغل کنونی ماندگار شده‌اید، ابتدا از خود بپرسید که آیا به شغل مدیر مستقیم‌تان علاقه دارید؟ به‌بیان‌دیگر، اگر پیشنهاد ارتقاء به شما شود، آن را با کمال میل می‌پذیرید یا از شرایط و نوع مسئولیت‌های آن فراری هستید؟

اگر تحمل شغلی شبیه به رئیس خودتان را ندارید، شاید زمان ترک سازمان فرا رسیده باشد. اگر افراد علاقه و امیدی به آینده و پیشرفت‌های خود نداشته باشند، قطعا برای موفقیت تلاش نخواهند کرد.

مدیر پرخاشگر

۵- اهمیت‌ندادن به محصولات و خدمات

اگر حقوق، موقعیت کاری و همکاران را از ذهن خارج کنیم، به مسئله‌ای به‌نام محصول و خدمات تولیدشده در شرکت می‌رسیم. اگر علاقه‌ای به محصول و خدمت شرکت خود نداشته باشید، چگونه می‌توانید برای آن تبلیغ کنید یا در فرایند توسعه دخیل شوید؟ به‌بیان‌دیگر، شما اهمیتی به موفق بودن یا نبودن محصول نمی‌دهید و درنتیجه تمایلی هم برای بهبود آن و بهبود وضعیت خودتان ندارید.

اگر تعهدی به محصولات نداشته باشید، برای پیشرفت تلاش نمی‌کنید

شرکت‌ها زمانی موفق می‌شوند که کارمندان به‌عنوان حامی و نماینده‌ی برند کار کنند. اگر شما نتوانید پشتیبانی کافی از محصول شرکت داشته باشید، خدمات عادلانه‌ای به آن‌ها ارائه نمی‌کنید. درواقع حقوق دریافتی هم منصفانه نخواهد بود و به‌نوعی در اعتماد مدیران هم خیانت می‌شود. در چنین وضعیتی برنامه‌ریزی برای ترک شغل، منصفانه‌ترین و عاقلانه‌ترین تصمیم خواهد بود.

۶- مدیر غیرقابل تحمل

برخی اوقات، تنها رفتارهای یک مدیر برای فراری دادن شما از شرکت کافی خواهد بود. چرا باید با فردی کار کنید که انتظارات بیش از حد، رفتارهای غیرمنطقی و کنترل جزئی روی رفتار و عملکرد دارد؟ چنین رفتارهایی در دسته‌بندی رفتارهای غیرقابل‌تحمل عمومی قرار می‌گیرند؛ اما ممکن است برخی رفتارهای نه‌چندان بد رئیس شما نیز در ذهن‌تان غیرقابل‌تحمل باشد. به‌هرحال وقتی نتوانید با مدیر مستقیم خود رابطه‌ی مناسب داشته باشید، شرایط برای ادامه‌ی مسیر آسان نخواهد بود.

سوء مدیریت

اگر به‌عنوان مدیر در مجموعه‌ای فعالیت می‌کنید، بهتر است رفتارهای عمومی غیرقابل‌تحمل را بشناسید. شاید از نظر خودتان کار اشتباهی انجام ندهید، اما همین رفتارها منجر به ترک شرکت از سوی کارمندان بااستعداد شود. برای درک چنین رفتارهایی، بازخورد گرفتن ناشناس از کارمندان می‌تواند بهترین راه‌حل باشد.

۷- عملکرد پایین‌تر از انتظار

تصور کنید استعداد و توانایی لازم برای انجام شغلی را دارید، اما اشتیاق پایین باعث می‌شود که همیشه عملکردی کمتر از انتظار داشته باشید. در فرضیه‌ای دیگر، سیاست‌های کاری یا حجم بالای وظایف، باعث می‌شود که از همه‌ی ظرفیت‌های خود استفاده نکنید. به‌هرحال صرف‌نظر از دلیل، شما نمی‌توانید در وضعیت کنونی بهترین بهره‌وری را داشته باشید. اگر در چنین حالتی قرار دارید، پیشرفت نیز در گزینه‌های بعدی مسیر شغلی شما نخواهد بود و بهتر است تغییر شغل را به‌عنوان گزینه‌ای مهم در نظر بگیرید.

۸- استرس، اضطراب و ناراحتی

قطعا برخی روزها در دوران کاری وجود دارد که تنها به در خانه ماندن و استراحت کردن فکر می‌کنیم. اگر چنین روندی ادامه‌دار باشد، شاید دچار افسردگی کاری شده باشید. شاید مشکلی پیچیده‌تر در شغل وجود دارد که مانع از استفاده‌ی حداکثری از انرژی می‌شود.

استرس

برخی اوقات، شغل افراد جذابیتی برای آن‌ها ندارد، اما جذابیت‌نداشتن دلیل کافی برای ترک شغل نیست. ازطرفی، اگر اضطراب، خوشنودنبودن و استرس، مانع فعالیت‌های مفید کاری شما می‌شوند، باید نگران علائم باشید. چنین نشانه‌هایی می‌توانند به‌عنوان دلایل کافی برای ترک شغل درنظر گرفته شوند.

۹- درک‌نشدن استعدادها

برخی اوقات مشاهده می‌کنید که پروژه‌های بزرگ و مهم به شما پیشنهاد نمی‌شوند. چنین رویکردی شاید به این معنی باشد که استعدادهای کارمندان به‌خوبی توسط مدیران شناسایی نشده‌اند. شاید هم جریان‌های پشت‌پرده‌ی دیگری مانع از تقسیم مناسب کارها بین کارمندان می‌شوند. به‌هرحال در چنین شرایطی به‌جای تلف‌کردن وقت در سازمانی که قدر استعدادهایتان را نمی‌داند، به‌دنبال فرصتی برای شکوفاکردن توانایی‌ها باشید.

درنهایت، صرف‌نظر از دلیلی که برای ترک شغل دارید، تنها خودتان می‌توانید تصمیم نهایی را اتخاذ کنید. هیچ مقاله، آموزش و مربی نمی‌تواند مرحله‌‌ی آخر و امضای پایانی نامه‌ی استعفا را برای شما انجام دهد. درنتیجه با بررسی دقیق‌تر شرایط کنونی و برنامه‌ای که برای آینده‌ی خود دارید، تصمیم خود را به‌گونه‌ای اتخاذ کنید که کمترین پشیمانی را به‌همراه داشته باشد.

آینده روشنی که درانتظار سبک زندگی فریلنسری است
چه مهارت‌هایی در دنیای اتوماتیک آینده کاربرد خواهند داشت؟
همه‌چیز درباره‌ خبرنگار شدن: سخت و شیرین دنیای اخبار
آیا برای آزادکاری آماده‌اید؟
همه‌چیز درباره‌ی گرافیست‌شدن: درآمدزایی از دنیای رنگ‌ و طرح

خبر کسب و کار


به‌لطف ظهور و گسترش فناوری، روش‌های ارتباطی بی‌شماری برای صحبت‌کردن با همکاران یا دوستان و آشنایان دراختیار ما قرار دارد. ازطرفی، گزینه‌های متعدد، ما را با چالش انتخاب بهترین روش روبه‌رو می‌کند. به‌عنوان مثال فرض کنید در زمان نیاز به تماس، به مخاطب ایمیل ارسال کنید و درنتیجه فرایند مکالمه، بدون دلیل خاصی طولانی شود. در نمونه‌ای دیگر، به مدیر جدید خود پیامک ارسال می‌کنید درصورتی‌که باید با ایمیل، حرفه‌ای‌بودن خود را نشان می‌دادید.

مقاله‌های مرتبط:

  • فناوری توانایی برقراری ارتباط حضوری را در ما کشته است؟
  • تعامل و الهام بخشی به کارمندان در فضای غیررسمی

انتخاب گزینه‌های اشتباه تماسی، برای همه‌ی افراد چالشی مرسوم است. بسیاری اوقات، همین انتخاب اشتباه منجر به پایان روابط می‌شوند و شاید عواقب جبران‌ناپذیری برای مسیر شغلی داشته باشند. دراین‌میان، ارتباطات کاری اهمیت بیشتری دارند و انتخاب روش مناسب، حیاتی خواهد بود. در ادامه‌ی این مطلب زومیت به بررسی روش‌های ارتباطی مرسوم و شرایط استفاده یا عدم استفاده از هریک از آن‌ها می‌پردازیم.

۱- ارتباط رودررو

ارتباط مستثیم و رودررو هنوز بهترین روش ارتباطی محسوب می‌شود. فراموش نکنید که سایر روش‌ها همگی تلاش می‌کنند تا ظاهری شبیه به این ارتباط ایجاد کنند. درنتیجه بهتر است در همه‌ی موقعیت‌ها، ابتدا به‌دنبال ارتباط رودررو باشید.

درباره‌ی موقعیت استفاده از روش ارتباطی رودررو باید نکاتی را مدنظر داشت. به‌عنوان مثال با اینکه مراسم عمومی، فرصت‌های خوبی برای صحبت کردن با دیگران است، نمی‌تواند آن‌ را زمان مناسبی برای مکالمه‌ی رودررو با مدیر مستقیم یا هر فرد دیگر دانست. به‌جای چنین موقعیت‌هایی، به‌دنبال مکالمه‌های مستقیم دونفره در فضاهایی همچون دفتر کار، کافی‌شاپ یا حتی پارکینگ محل کار باشید.

مکالمه

فرصت‌های کوتاه و پیشنهاد جلسه‌های سریع به مدیران، می‌تواند گزینه‌ی جالب‌توجهی باشد. البته پیش از آنکه بدون اطلاع قبلی به دفتر مدیر مراجعه کنید، آشنایی کلی از رفتارها و اصول شخصی او در ارتباطات پیدا کنید. درنهایت چنین جلسه‌هایی می‌توانند نتایج قابل‌توجهی داشته باشند. تنها به یاد داشته باشید که در یک جلسه‌ی بدون برنامه، همه‌چیز باید سریع اتفاق بیافتد و شاید تنها ۳۰ ثانیه برای ارائه‌ی ایده‌ی خود فرصت داشته باشید. درنتیجه باید از قبل همه‌ی صحبت‌ها و ایده‌ها را آماده کنید.

۲- ایمیل

در دنیای کنونی، ارسال ایمیل یکی از پروتکل‌های استاندارد ارتباطی محسوب می‌شود. البته برای استفاده‌ی بهینه از این ابزار الکترونیکی، باید ابتدا مهارت‌های خود را توسعه دهید. نقطه‌ی قوت ایمیل، قابلیت پیاده‌سازی انواع ایده‌ها با جزئیات بالا است. در یک ایمیل می‌توانید هر پیامی را با هر سطح از جزئیات شرح دهید. انواع موضوعات از ارائه‌ی ایده، درخواست، تشکر و حتی ارسال دستورالعمل، به‌راحتی ازطریق ایمیل قابل انجام هستند.

چالش اصلی در ایمیل‌ها، ساختاردهی و روش نوشتن آن‌ها است. اگر ایمیل شما ساختار و نظم مناسب را نداشته باشد، هیچ‌کس تمایلی به خواندن آن نشان نمی‌دهد. برای اثرگذاری بیشتر، می‌توانید ایمیل‌ها را به‌صورتی دوستانه‌تر ارسال کنید. به‌عنوان مثالی از ساختارهای مفید در ایمیل‌ها نیز می‌توان به کوتاه‌کردن جمله‌ها اشاره کرد. قرار نیست که در ایمیل خود مقاله بنویسید، درنتیجه باید با عبارت‌های کوتاه و مفید، منظور خود را به بهترین نحو منتقل کنید.

ایمیل

۳- پیامک

پیام‌های متنی امروزه به روش‌های مرسومی در دنیای کسب‌وکار تبدیل شده‌اند؛ البته استفاده از آن‌ها نیاز به مهارت بالایی در کنترل زبان و لحن دارد. در بهترین حالت، پیامک را می‌توان روشی آسان و دوستانه برای برقراری ارتباط دانست. در انواع موقعیت‌ها نیز می‌توان از پیامک استفاده کرد. به‌عنوان مثال می‌توانید متنی دوستانه و به نشانه‌ی قدردانی به دوستی ارسال کنید یا حتی دلیل تأخیر احتمالی برای جلسه‌ی پیش‌رو را به مدیر اطلاع دهید. چنین پیام‌هایی، علائم سریعی هستند که مسئولیت‌پذیری را نشان می‌دهند.

پیامک روشی سریع برای نشان دادن مسئولیت‌پذیری است

علاوه‌بر پیام‌رسانی سریع، می‌توان از پیامک برای ارتباط با مشتریان نیز بهره برد. فراموش نکنید که منظور از پیامک، اپلیکیشن‌های پیام‌رسان نیز هستند. مطالعات نشان می‌دهد که اکثر مشتریان ارتباط مناسبی با بازاریاب‌هایی برقرار می‌کنند که از پیامک برای ارتباط استفاده کرده‌اند. به‌علاوه بسیاری از آن‌ها این نوع از ارتباط را بهتر و صمیمانه‌تر از ایمیل می‌دانند. حتی برخی مطالعات نشان می‌دهد که مشتری‌های پیامکی، نرخ تبدیل بالاتری برای خرید محصولات دارند.

پیامک با تمامی نقاط قوتی که ارائه می‌کند، ضعف‌هایی هم دارد. مثال‌های متعددی از افرادی وجود دارد که پیامک‌ها را به مقاصد اشتباه ارسال کرده‌اند و مسیر زندگی شغلی و شخصی خود را نابود کرده‌اند. فرض کنید پیامکی را به اشتباه به‌جای دوست خود به مدیرتان ارسال کنید، آیا آینده‌ی روشنی را انتظار خواهید داشت؟ درنتیجه پیش از ارسال هر پیامک، چند بار متن و مقصد آن را بررسی کنید. درواقع اجازه ندهید که سریع بودن این روش، منجر به بی‌دقتی در ارتباط شود.

sms

۴- تماس تلفنی یا پیام صوتی

تماس تلفنی بسته به موقعیت می‌تواند راهگشا باشد. اگر ارتباط نزدیکی با مخاطب دارید، می‌توانید با او تماس تلفنی شخصی داشته باشید. درمقابل اگر شناخت کافی نسبت به فرد مورد نظر ندارید، تماس با شماره‌ی شخصی انتخاب جالبی نخواهد بود. به‌عنوان مثال تماس با مدیر یا معاون یک شرکت برای مصاحبه‌ی استخدامی، انتخاب مناسبی نیست.

با افزایش استفاده از اپلیکیشن‌های پیام‌رسان، پیام‌های صوتی هم با استقبال مناسبی روبه‌رو شده‌اند. در انتخاب این روش‌ها هم باید با دقت عمل کنید و موقعیت و آشنایی مخاطب را در نظر بگیرید. به‌عنوان مثال مدیر سازمان زمان کافی برای گوش‌دادن به پیام‌های صوتی ندارد و به احتمال زیاد برداشت مناسبی هم از شخصیت شما نخواهد داشت.

ارتباطات به‌عنوان پایه‌ی مهمی از جوامع شناخته می‌شود. وقتی ارتباط در میان اعضای گروه‌ها از بین برود، نمی‌توان به آینده‌ی آن‌ها امیدوار بود. درنهایت انتخاب مناسب روش‌های ارتباطی به حفظ یکپارچگی گروه و جامعه کمک می‌کند و به‌همین ترتیب، انتخاب غلط می‌تواند روابط را وارد مراحل نگران‌کننده‌ای بکند.

هواوی ارتباط بین کارکنان چینی و کارکنان آمریکایی‌اش را محدود می‌کند
بیوگرافی کلود شانون، استاد رمزنگاری و پدر نظریه اطلاعات
فناوری توانایی برقراری ارتباط حضوری را در ما کشته است؟
چگونه تیم را به پذیرش تضاد و تناقض تشویق کنیم؟
بیوگرافی ساموئل مورس؛ هنرمند پایه‌گذار ارتباطات الکتریکی مدرن

خبر کسب و کار


تا جایی که به‌یاد داریم، همیشه درس‌خواندن و ممتازبودن در مدرسه نوعی فضیلت به‌حساب آمده و درمقابل، پولدارشدن نیازی به آموزش و دانش خاصی نداشته است. اما این یک تفکر قدیمی است که در جامعه‌ی امروز نمی‌توان آن‌را پذیرفت. موفقیت در درس و مدرسه، الزاماً به‌معنی موفقیت در تمام جنبه‌های زندگی نیست. هوش مالی یکی از موضوعات مهم زندگی هر فردی است که لازم است آن‌را بیاموزد. چیزی که در مدارس به بچه‌ها آموزش داده نمی‌شود؛ همان‌گونه که ما نیز در کودکی چیزی درباره‌ی اقتصاد و پولدارشدن نیاموختیم.

خلاصه‌ی کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول

 کتاب «پدر پولدار، پدر بی‌پول» اثر منحصربه‌فرد و خلاقانه‌ی «رابرت کیوساکی»، نویسنده و سخنران نام‌آور در زمینه‌ی هوش مالی است که درباره‌ی دو نوع شیوه‌ی تفکر صحبت می‌کند. نوع تفکری که یکی به «کارکردن برای پول» و دیگری به «کارکردن پول برای ما» ختم می‌شود. رابرت کیوساکی در این کتاب می‌گوید اگر بتوانید راهی را یاد بگیرید که به‌جای کارکردن برای پول، کاری کنید که پول برای شما کار کند، برای تمام عمر در رفاه زندگی خواهید کرد و هیچ‌گاه نگران مسائل مالی و قبض و کرایه خانه و هزینه‌های زندگیتان نخواهید بود.

 rich dad poor dad robert kiyosaki book/کتاب پدر پولدار پدر بی پول رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی معتقد است برای بهره‌مندی از زندگی سالم و رفاه، به دانش و اطلاعات کافی درباره‌ی نحوه‌ی کسب درآمد و پولدارشدن نیاز است. همان‌طور که برای به‌دست آوردن هر مهارت دیگری نیاز به مطالعه و دانش داریم، این اصل درباره‌ی هوش مالی نیز صدق می‌کند. داشتن دانش مالی کمک می‌کند راه‌های بهتری به‌جز کارمندبودن صرف را برای افزایش ثروت پیدا کنیم.

نویسنده، کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول را با یک داستان آغاز می‌کند. داستانی درباره‌ی پدر خودش که او را پدر بی‌پولش می‌داند و پدر دوست صمیمی‌اش که او را پدر پولدار خود می‌نامد. او دیدگاه‌های اقتصادی منحصربه‌فرد خودش را از زبان این دو پدر بیان می‌کند. با مقایسه‌ی توصیه‌هایی که از هرکدام از این پدرها درباره‌ی نگاه به پول و دارایی می‌گیرد، درواقع او دو نوع نگرش افراد را نسبت به پول و ثروت در جامعه با هم مقایسه می‌کند. اگرچه یک‌سری از مثال‌ها درباره‌ی قوانین مالیاتی و وام بانکی و سود سپرده در امریکا با قوانین ایران صدق نمی‌کند، اما درس‌های اصلی که درباره‌ی نگرش مالی و هوش مالی در این کتاب می‌آموزید، به شما یاد می‌دهد چطور در سبک فرهنگی زندگی خودتان از این اصول استفاده کنید.

در زمان جوانی برای آموختن کار کنید، نه برای پول درآوردن.

کتاب حاضر دارای ۸ فصل است و در هر فصل از آن، نویسنده درباره‌ی یک قانون کلی و مهم پولدارشدن با خواننده صحبت می‌کند و نکات اساسی و کاربردی را درباره‌ی مسائل مالی به او یادآور می‌شود. مطالبی که در فصل‌ها آورده شده، به شما کمک می‌کند تفاوت دارایی و بدهی را متوجه شوید و راه کارکردن پول برای خودتان را پیدا کنید. درک درست این مفاهیم مهم و به‌کاربردن آن‌ها در زندگی، مهم‌ترین دستاورد خواندن کتاب است. به‌ویژه یادداشت‌برداری هنگام خواندن کتاب می‌تواند آموزش‌های دریافتی را تاثیرگذارتر و مختص به خودتان کند.

 rich dad poor dad robert kiyosaki book/کتاب پدر پولدار پدر بی پول رابرت کیوساکی

خرید با کد تخفیف ۲۵ درصدی zoomit

درباره‌ی کتاب

کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول با عنوان انگلیسی Rich Dad, Poor Dad در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. این کتاب در دسته‌‌بندی کتاب‌های مالی شخصی و سرمایه‌گذاری و ثروتمندان قرار گرفته است. کتاب دیگر رابرت کیوساکی در همین رابطه Rich dad, poor dad for teens: the secrets about money نام دارد که همان توصیه‌ها را در قالب نثر روان‌تر و قابل فهم‌تر و در کتاب کم‌حجم‌تری برای نوجوانان نوشته و با عنوان «پدر ثروتمند پدر فقیر برای نوجوانان: اسراری درباره پول که شما در مدرسه نمی‌آموزید‏‫» در ایران چاپ و منتشر شده است.

ترجمه‌های کتاب

برای اولین‌بار نشر آوین کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول را با ترجمه‌ی مامک بهادرزاده در سال ۱۳۸۰ چاپ و منتشر کرد. کتاب حاضر به‌دلیل اینکه بسیار شناخته‌شده و پرمخاطب بوده است، با عناوین و ترجمه‌های بسیار متنوعی تاکنون منتشر شده که از میان آن‌ها به این عناوین اشاره می‌کنم:

  • پدر پولدار پدر بی‌پول، که تقریباً اکثر ناشران از سال‌های اولیه انتشار این کتاب تاکنون، از این عنوان برای کتاب استفاده کرده‌اند.
  • پدر پولدار پدر فقیر، انتشاراتی چون پل و الماس دانش و رازنهان و … این عنوان را برای کتاب برگزیده‌اند.
  • پدر ثروتمند پدر فقیر، که چند نشر دیگر در سال‌های اخیر با این عنوان کتاب را چاپ کرده‌اند.

نشر هورمزد این کتاب را با عنوان «پدر ثروتمند، پدر فقیر: درس‌هایی که پدر ثروتمند در مورد پول به فرزندانش می‌آموزد و طبقات فقیر و متوسط از آن بی‌اطلاع‌اند» در سال ۱۳۸۹ با ترجمه‌ی اعظم نایبی در اختیار خوانندگان قرار داد.

ناشر صوتی نوین کتاب گویا، کتاب صوتی پدر پولدار پدر بی‌پول را با روایت‌گری اعظم حبیبی در سال ۱۳۹۶ منتشر کرده است که می‌توانید ازطریق وب‌سایت نوار (مرجع کتاب‌های صوتی) آن‌را تهیه کنید.

 rich dad poor dad robert kiyosaki book/کتاب پدر پولدار پدر بی پول رابرت کیوساکی

درباره‌ی نویسنده

رابرت کیوساکی مردی با فرهنگ امریکایی و متولد سال ۱۹۴۷ است که از ابتدای کودکی عاشق موضوعات مرتبط با دانش اقتصادی بود. ازآنجایی که او معتقد است در مدارس، مطالب لازم در زمینه‌ی هوش مالی به بچه‌ها آموزش داده نمی‌شود، دوره‌های آموزشی و کتاب‌های زیادی در زمینه‌ی آموزش مسائل مالی و چگونه پولدارشدن تالیف کرد. او یکی از برترین سخنرانان آموزشی درباره‌ی دانش مالی است و با به‌کاربردن آموخته‌های خودش توانست در سن ۴۷ سالگی با ثروت فراوان بازنشسته شود.

رابرت کیوساکی بعد از نوشتن کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول به‌شهرت فراوانی رسید و کتابش جزو برترین کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز بوده است. او یکی از ۲۵ نویسنده‌ی برتر دنیا است.

دیدگاه‌های دیگران

بسیاری از خوانندگان کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول می‌گویند که این کتاب نگرش آن‌ها نسبت به پول و درمجموع زندگی آن‌ها را تغییر داده است. از برخی از آن‌ها می‌شنویم که پیش از این فکر می‌کردند پولدار بودن مستلزم حق‌خوری و امری ناپسند است و این تغییر نگرش، اولین گام برای بهترشدن زندگی‌شان بوده است. آن‌ها رابرت کیوساکی را مثل پدری دلسوز و آگاه به مسائل مالی می‌بینند که می‌خواهد فرزندش را برای ثروتمندشدن راهنمایی کند.

مقاله‌های مرتبط:

  • پولدار نخواهید شد اگر این ۹ نشانه را دارید
  • ۸ کتاب ضروری برای خواندن قبل از راه‌ اندازی کسب‌و‌کار جدید

خوانندگان زیادی می‌گویند این کتاب را هر شخصی حداقل یک‌بار هم که شده باید در زندگی‌اش مطالعه کند. اما اغلب طرفداران کتاب، آن‌را بیش از یک‌بار مطالعه می‌کنند، زیرا معتقدند برای آموختن مطالب کتاب و به‌کارگیری آن‌ها در زندگی، به دقت و تعمق بیشتری نیاز است. برخی دیگر از خوانندگان، اعتقاد دارند کتاب را به‌سرعت و راحتی می‌توان خواند و داستان‌های گفته‌شده در متن، کار خواندن کتاب و درک آموخته‌های مالی را ساده‌تر می‌کند.

شما هم دیدگاه‌های خود را درباره‌ی کتاب پدر پولدار پدر فقیر با زومیت درمیان بگذارید.

خرید با کد تخفیف ۲۵ درصدی zoomit
به ۲۰ نفر از کسانی که در بخش نظرات کتاب معرفی کنند، اشتراک یک ماهه‌ی نوار هدیه داده می‌شود.
معرفی کتاب صداهایی از چرنوبیل
چرا کتاب خواندن برای انسان مفید است
معرفی کتاب به‌انجام رساندن کارها (GTD) اثر دیوید آلن
آیا مطالعه کتاب داستان، از شما انسان بهتری خواهد ساخت؟
معرفی کتاب «فروشگاه همه‌چیز» اثر برد استون

خبر کسب و کار


هر فردی در زندگی شخصی و کاری خود نقاط ضعفی دارد که با شناسایی و درک آن‌ها موفقیت‌ بیشتری کسب خواهد کرد. مدیران و رهبران نیز از این قائده مستثنی نیستند و حفظ تعادل میان نقاط ضعف و قوت، کلید موفقیت آن‌ها خواهد بود. در دنیای کسب‌وکار رهبرانی موفق محسوب می‌شوند که گروه را با خود همراه کنند. برخی از آن‌ها به‌قدری روی تیم خود تأثیر می‌گذارند که حتی پس از ترک سازمان، اکثر کارمندان با آن‌ها تغییر مسیر می‌دهند.

مقاله‌های مرتبط:

  • رهبری کسب‌و‌کار به شیوه انعطاف‌پذیر با خوداندیشی
  • برقراری تعادل میان خوش بینی و بدبینی برای رهبری ایده‌آل

موفق‌ترین رهبران نیز نقطه یا نقاط ضعف دارند. به‌عنوان مثال رهبری با کار زیاد و وفاداری به سازمان، خود را از سایر متمایز می‌کند. فرض کنید الهام‌بخشی همین فرد، حسی از ترس را در میان همکارانش ایجاد می‌کند. خصوصا آنهایی که در سطوح پایین‌تر هستند و شناخت کمتری از او دارند، ترس بیشتری را حس می‌کنند. به‌هرحال مدیر مورد نظر ما انتظارات سطح بالایی دارد و عملکرد ضعیف را تاب نخواهد آورد. شاید رویکرد او در الهام‌بخشی موفق باشد، اما قطعا ترسی غیرقابل‌ قبول را در میان کارمندان ایجاد می‌کند. شاید در تیم تحت مدیریت او، افراد زیادی را پیدا کنیم که جرأت ارائه‌ی ایده‌های خود را نداشته باشند.

ترس نتیجه‌ی خوبی در عملکرد افراد نخواهد داشت. کارایی آن‌ها در اثر ترس کاهش می‌یابد چون ریسک کمتری می‌پذیرند و انتخاب‌های محافظه‌کارانه‌ای دارند. افراد ترسیده، عملکرد نامنظمی هم پیدا می‌کنند و در گردابی از اعتمادبه‌نفس سقوط می‌کنند. آن‌ها توانایی صحبت کردن شیوا ندارند و عدم اطمینان در رفتارهایشان دیده می‌شود. درنتیجه‌ی همین عدم اطمینان، مدیران نیز به عملکرد کارمند شک می‌کنند و با درخواست‌های تهاجمی‌تر، وضعیت را برای او بغرنج‌تر می‌کنند. چنین چرخه‌ای، مسیر سقوط کارمند را ایجاد می‌کند.

مقصر داستان بالا، هم کارمند و هم مدیر است. کارمند باید اعتماد به‌نفس خود را افزایش دهد تا دربرابر درخواست‌های تهاجمی قابلیت دفاع داشته باشد. به‌علاوه مدیر نیز برای بهره‌برداری بهینه از کارمندان خود باید محیطی سالم ایجاد کند تا آن‌ها در بهترین شرایط به کار خود ادامه دهند.

تعادل

اگر رهبران به تقصیر خود در شرایط ترس و از بین رفتن اعتماد به نفس کارمندان دقت نکنند، رویکردی برای حل چالش نخواهند داشت. درواقع اکثر آن‌ها تصور می‌کنند که ترس و عملکرد پایین‌تر از انتظار، مسئله‌ای کاملا مرتبط با کارمند محسوب می‌شود و نمی‌توان کاری برای بهبود آن انجام داد. شاید تاحدودی حق با مدیر باشد، اما به‌هرحال نمی‌توان همه‌ی تقصیر را به گردن کارمند انداخت. رهبران همیشه تلاش می‌کنند تا بهترین کارایی را از اعضای گروه استخراج کنند، پس مشکل هر کارمند مشکل آن‌ها هم خواهد بود.

برخی از مربیان کسب‌وکار برای حل چالش ترس از رهبران، از آن‌ها می‌خواهند که لحن خود را تغییر دهند. چنین رویکردی هم مناسب نخواهد بود، چرا که رهبر را در موقعیتی بدون اطمینان قرار می‌دهد و حتی شاید نشانه‌ای از عدم قدرت و امید او باشد. به‌علاوه اکثر رهبران اعتقادی راسخ به درخواست‌ها و ایده‌های خود دارند و کوتاه آمدن از آن‌ها، شاید در گزینه‌های هیچ رهبری نباشد.

به‌‌جای حذف یک ویژگی یا رفتار، رفتار متقابل آن را تقویت کنید

حتی اگر راهکار تغییر لحن و کاهش تقاضاهای مدیر جواب دهد، کارایی تیم کاهش خواهد یافت. درواقع دیگر مدیری وجود ندارد که افراد را برای رسیدن به حداکثر توانایی تشویق (یا مجبور) کند. درنتیجه تلاش آن‌ها نیز به‌مرور کاهش می‌یابد. درنهایت کارایی بالا جای خود را به عملکرد متوسط می‌دهد. رهبران سخت‌کوشی که روحیه‌ی کمال‌گرایی هم دارند، قطعا در چنین شرایطی راضی نخواهند بود.

اعتدال در لحن و رویکرد مدیران، راهکار حل چالش ترس خواهد بود. برای درک بهتر اعتدال می‌توانید اضافه کردن چاشنی به غذا را تصور کنید که با هدف بهتر کردن طعم انجام می‌شود. درواقع دو یا چند طعم متناقض به غذا اضافه می‌شوند تا به تعادلی دل‌خواه برسیم. به‌بیان‌دیگر اعتدال به‌معنای حذف رویکردی خاص نیست. بلکه با اضافه کردن رویکرد و روحیات دیگر، کمی از شدت حالت اولیه کاسته می‌شود.

work-life-balance

باتوجه‌به مثال چاشنی غذا می‌توان برای مدیر مثال بالا، راهکاری را ارائه داد. او برای بهبود شرایط نیازی به تغییر رویکرد یا کاهش لحن خود نخواهد داشت. تنها با اضافه کردن چاشنی دیگر (مثلا دوستی و رفاقت با کارمندان) می‌توان تلخی رفتار اول را کاهش داد.

برای رسیدن به اعتدال در رفتار با کارمندان، می‌توان درکنار درخواست‌های دشوار با هدف افزایش بهره‌وری، قدردانی و درک شخصیت آن‌ها را اضافه کرد. به‌عنوان مثال مدیر پیش از ارائه‌ی درخواست خود شناختی از روحیات کارمند پیدا کند تا لحنی مناسب شخصیت او انتخاب شود. به‌علاوه قدردانی یا پذیرش سؤال و انتقاد هم می‌تواند در رسیدن به اعتدال مفید باشد. 

همه‌ی ما ویژگی‌هایی داریم که هم‌زمان به نفع و علیه ما نقش ایفا می‌کنند. راهکار کاربردی برای چنین ویژگی‌هایی در حذف آن‌ها خلاصه نمی‌شود. می‌توان در شرایط گوناگون، با اضافه کردن روحیاتی دیگر، از شدت روحیات اولیه کاست و به تعادل رسید. مهارت‌های مکمل، همان راهکاری هستند که در رسیدن به تعادل مفید واقع می‌شوند.

بازخورد مناسب واقعا چگونه به‌نظر می‌رسد؟
روانشناسی پشت رفتارهای غیراخلاقی
اشتباهاتی که هنگام مذاکره باید از آن‌ها دوری کرد
استعداد بیش از حد می‌تواند قاتل بهره‌وری‌ تیم شود
ویژگی‌های رهبران برتر امروز؛ ذهنیت دیجیتال

خبر کسب و کار


برای پیشرفت در مسیر ساخت و اجرای استراتژی در سازمان‌ها، باید تصویر دقیقی از مفهوم استراتژی و قابلیت‌های آن داشته باشیم. به‌عبارت‌دیگر، باید بدانیم استراتژی دقیقا چیست و چه‌ کارهایی می‌تواند و چه‌ کارهایی نمی‌تواند انجام دهد. شاید این مباحث بدیهی به‌نظر برسند؛ اما در طول چند دهه‌ی گذشته، باورهای نادرستی در حوزه‌ی استراتژی بسط یافته و آموزش داده‌ شده‌اند که حقیقتا مهم‌ترین موانع کارایی استراتژی هستند. مجموعه‌مقالات «افسانه‌های استراتژی» این باورهای نادرست را نقد و بررسی می‌کند و با دلایل منطقی کنارشان می‌زند. کارشناسان معتقدند نقد و بررسی باورهای قدیمی استراتژی، اولین گام در راه توسعه‌ی رویکردهای واقع‌گرایانه و کارآمدتر در این حوزه است. در این مطلب، هشتمین افسانه‌ی استراتژی را بررسی و تحلیل می‌کنیم: «استراتژی از داده‌ها حاصل می‌شود».

Strategy Myth #8: Strategy Derives From Data

افسانه

همان‌طورکه می‌دانیم، رویکرد سنّتی استراتژی عمیقا به جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها متکی است. ما با کمک چهارچوب‌های پنج نیروی پورتر و تجزیه‌وتحلیل DESTEP، اطلاعات گسترده‌ای درباره‌ی فرصت‌ها و تهدیدهای بازار جمع‌آوری می‌کنیم. به‌علاوه، هم‌زمان باید اطلاعاتی درباره‌ی قوت‌ها و ضعف‌های درونی سازمان خود به‌دست آوریم و در مرحله‌ی بعد براساس این تحلیل‌ها، ماتریس SWOT ایجاد کنیم. ماتریس SWOT گزینه‌های استراتژیکی تولید می‌کند که می‌توانیم از میان آن‌ها انتخاب کنیم.

امروزه با افزایش محبوبیت کلان‌داده، تجزیه‌وتحلیل داده و هوش مصنوعی و رویکردهای مبتنی بر داده‌ی هم‌نفوذ قدرت بیشتری در حوزه‌ی استراتژی پیدا کرده‌اند. برای مثال، بسیاری از شرکت‌های مشاوره‌ای بزرگ دائما درباره‌ی استراتژی کلان‌داده و استراتژی مشتق‌شده از داده صحبت می‌کنند. ایده‌ی افسانه‌ی هشتم باتوجه‌به پیشرفت‌های فناورانه‌ی امروز همچنان با استقبال مواجه می‌شود؛ زیرا امروزه می‌توانیم داده‌های بیشتری جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل کنیم و از این طریق استراتژی‌های بهتر و دقیق‌تری درمقایسه‌با گذشته طراحی کنیم.  

Strategy Myth #8: Strategy Derives From Data

چرا این ایده اشتباه است؟

شکی نیست که داده‌ها مهم هستند و هر استراتژی خاص بدون بهره‌گیری از داده، به گزاره‌ی فانتزی تمام‌عیاری تبدیل می‌شود. جالب است بدانید ایده‌ی مذکور لزوما برای سازمان‌های واقعی مفید و کاربردی نیست. حداقل به پنج دلیلی که درادامه‌ی مطلب می‌آوریم، اهمیت داده‌ها در حوزه‌ی استراتژی کمتر از چیزی است که تصور می‌شود:

۱. استراتژی درباره‌ی آینده و داده‌ها به گذشته مربوط‌ هستند: طبق تعریف، داده مربوط‌ به گذشته است. ما به کمک تجزیه‌وتحلیل روندها و برون‌یابی اطلاعات، ممکن است بتوانیم تحولات آینده را پیش‌بینی کنیم؛ اما خود «داده‌ها» در زمان گذشته حاصل‌ شده‌اند. این بدان معنی است که شاید داده‌ها در صنایع پایدار و پیش‌بینی‌پذیر سودمند باشند و ما با حجم بیشتر داده، تجزیه‌وتحلیل دقیق‌تری داشته باشیم. باوجوداین به‌محض اینکه بخواهید تغییرات درخورتوجهی اعمال یا صنعت جدیدی ایجاد کنید، ارتباط داده‌ها کاملا از بین می‌رود. به‌علاوه، اگر بخواهید به حوزه و قلمروی کشف‌نشده‌ قدم بگذارید، از چه داده‌ای استفاده می‌کنید؟

۲. استراتژی به قضاوت و تفسیر نیاز دارد: ممکن است دو نفر در مواجهه با یک داده، دو استنتاج کاملا متضاد ارائه دهند. به مثالی ساده توجه کنید: همه‌ی مردم در صحرا «صندل» به‌پا می‌کند. شاید شما براساس این جمله، اعلام کنید در صحرا هیچ بازاری برای کفش وجود ندارد؛ زیرا هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. درمقابل، من نتیجه‌گیری می‌کنم که در صحرا بازار بزرگی برای کفش وجود دارد؛ چراکه هیچ‌کس کفش نپوشیده است. بنابراین، آنچه درست به همان اندازه‌ی داده‌ها اهمیت دارد، این است که من و شما چگونه داده‌ها را تفسیر می‌کنیم. فرصت‌ها و تهدیدها به ادراک و تعابیر مفسران بستگی دارند نه به داده‌ها.

Strategy Myth #8: Strategy Derives From Data

۳. استراتژی کشف نمی‌شود، بلکه ساخته می‌شود: این ایده که استراتژی از داده‌ها و تجزیه‌وتحلیل‌ها استخراج می‌شود؛ یعنی استراتژی در‌حال‌حاضر هم وجود دارد و منتظر است که کسی طبق الگوهای درست آن را کشف کند؛ ولی استراتژی از چنین فرایندی به‌دست نمی‌آید. شاید عطف به داده‌ها از اهمیت بسیاری برخوردار باشد؛ اما استراتژی واقعی را افراد «طراحی» می‌کنند و می‌سازند. مردم در فرایند ایجاد استراتژی، از خلاقیت و تصورات خود نیز بهره می‌برند. هرچه استراتژی نوآورانه‌تر باشد، بر سطوح بالاتری از خلاقیت و تفکر تکیه می‌کند و وابستگی کمتری به داده دارد.

۴. استراتژی درباره‌ی «آنچه باید باشد» طراحی می‌شود: استراتژی صرفا ترکیبی از روندها یا یک روش تحلیلی قیاسی نیست. عاملی که باعث می‌شود استراتژی را درمقایسه‌با استراتژی دیگر ترجیح دهیم، چهارچوب معیارها و هنجارهای ما است. به‌عبارت‌دیگر، تنظیم استراتژی ذاتا مقوله‌ی هنجارپذیری است؛ چراکه باید آینده‌ی مطلوب سازمان را مبتنی‌بر ایده‌های ترجیحات و عدم ترجیحات توصیف کند. داده‌ها چنین نتایجی را برای ما فراهم نمی‌کنند.

۵. استراتژی برخلاف داده، اجتماعی است: ساخت استراتژی به فرایندی کاملا اجتماعی نیاز دارد. سازمان‌ها به‌دنبال استراتژی خاصی هستند که کارمندان متمایل به اجرای آن باشند. به‌بیان‌دیگر، کارمندان باید احساس کنند استراتژی سازمان، استراتژی خودشان است و آن‌ها می‌خواهند به این استراتژی متعهد شوند. حتی زمانی‌که تجزیه‌وتحلیل داده به استراتژی کامل به‌لحاظ تئوری منجر می‌شود، بازهم استراتژی کمتر ایده‌آلی ارجحیت دارد که شیوه‌ی تفکر کارمندان شما را بازتاب می‌دهد؛ زیرا احتمال اجرای موفق استراتژی دوم به‌میزان چشمگیری بیشتر است. درنهایت، استراتژی زمانی عالی و معتبر است که کارمندان بتوانند آن را اجرا کنند و این کار را انجام می‌دهند، نه استراتژی کاملی که روی کاغذ نوشته‌شده است.

سخن پایانی

در حوزه‌ی استراتژی، چشم‌پوشی از اطلاعات مرتبط و وابستگی بیش‌ازحد به داده احمقانه است؛ حتی اگر داده‌های مرتبطی دراختیار داشته باشیم. پنج نکته‌ی اشاره‌شده نشان می‌دهند استراتژی صرفا فرایندی سرد و استنتاجی و منطقی نیست. مردم (کارکنان)، تخیلات و خلاقیت افراد، هنجارها و ارزش‌های سازمان و توانایی و تمایل کارمندان به اجرا، نقش مهم‌تری در موفقیت استراتژی ایفا می‌کنند. بنابراین، اهمیت داده کمتر از چیزی است که غالبا تصور می‌کنیم.

راه‌حل افسانه‌ی هشتم رویکردی است که مشارکت ذهنی و بصری و خلاقانه‌ی افراد و همچنین طرزتفکر آن‌ها درباره‌ی درست و نادرست را مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر ساخت استراتژی می‌داند. معنابخشی تعاملی نقش مهمی در این رویکرد ایفا می‌کند: کارمندان در تعامل و مشارکت با یکدیگر می‌فهمند استراتژی کنونی چیست و چه چیزی می‌تواند و چه چیزی باید باشد. آیا می‌توانید چنین رویکردی را مجسم کنید؟

افسانه‌های استراتژی؛ شماره ۷: استراتژی را مشاوران تنظیم می‌کنند
Stack Overflow فاش‌شدن داده‌های تعدادی از کاربران تحت‌تأثیر نفوذ امنیتی را تأیید کرد
افسانه‌های استراتژی؛ شماره ۶: استراتژی توسط مدیران ارشد تنظیم می‌شود
مصاحبه با پیشگام واقعیت مجازی درباره حفاظت از داده در دنیای فناوری
افسانه‌های استراتژی؛ شماره ۵: استراتژی باید ساده باشد

خبر کسب و کار


شکیل اونیل، چه ارتباطی با این نام مشهور برقرار می‌کنید؟ احتمالا نام او را در میان بزرگ‌ترین بازیکنان بسکتبال جهان دیده‌اید یا با شنیدن اسم او قد و وزنش را تصور می‌کنید: ۲.۱۶ متر قد و ۱۴۷ کیلوگرم وزن. شاید هم او را به‌عنوان کارشناس ورزشی یا مجری برنامه‌ی Inside the NBA می‌شناسید. اونیل در تمام این نقش‌ها شناخته شده است؛ اما مهم‌تر از هرچیز، او کل عمر خود را به یادگیری اختصاص داده است.

اونیل در سال ۱۹۹۲، دانشگاه ایالتی لویزیانا را ترک کرد تا به NBA ملحق شود؛ اما همان زمان به مادرش قول داد روزی حتما تحصیلات خود را ادامه دهد. در سال ۲۰۰۰ و زمانی‌که در تیم لس‌آنجلس لیکرز بازی می‌کرد، توانست ازطریق دوره‌های آموزش ازراه‌دور مدرک لیسانس خود را دریافت کند.

سپس، تحصیلات خود را ادامه داد و مدرک دکتری MBA گرفت و درادامه، درباره‌ی فیلم‌برداری و ورزش‌های رزمی ترکیبی مطالعه کرد. او در مجموعه‌ی وسیعی از نقش‌های تلویزیونی ظاهر شد و پنج آلبوم استودیویی منتشر کرد و حتی افسر پلیس شد. بااین‌حال، تمام این‌ها برایش کافی نبود و حالا به کارآفرین و سرمایه‌گذار تبدیل شده است.

اونیل عاشق تجربه‌های جدید است و داستان او نشان می‌دهد هیچ‌وقت برای توسعه‌ی چشم‌انداز دیر نیست. یادگیری حتی با گذشت زمان زیادی از فارغ‌التحصیلی دبیرستان و دانشگاه، نقشی مهمی در زندگی افراد ایفا می‌کند. به‌گفته‌ی جیم ران، سخنران انگیزشی، موفق‌ترین افراد جهان افرادی هستند که تمام عمرشان را صرف یادگیری می‌‌کنند و تحصیلات مستمر را مسئولیت خود می‌دانند. تحصیلات رسمی حس امید به زندگی و خودآموزی حس خوشبختی را افزایش می‌دهد.

یادگیری مستمر

چرا دانش ارزشمند است؟

فلسفه‌ی ذن مفهومی به‌معنای ذهنیت تازه‌کار دارد. در این مفهوم، انسان باید به موقعیت‌های جدید وارد شود و به‌عنوان شخصی تازه‌کار یا مبتدی تجربه کسب کند. در این فلسفه، ذهن باید باز و آماده‌ی پذیرش ایده‌ها و دیدگاه‌های تازه باشد. رویکرد ذهن تازه‌کار می‌تواند به افزایش خلاقیت، تواضع و قدردانی منجر شود.

ایتکین تانک، رئیس و بنیان‌گذار شرکت JotForm و نویسنده‌ی اصلی این مقاله، در شرکت خود معمولا با هدف اشتراک‌گذاری مهارت‌ها و استراتژی‌های جدید و توسعه‌ی چشم‌انداز به‌دنبال مشاورانی در سطح جهانی است. برای مثال، تانک در زمینه‌هایی مثل SEO یا زمینه‌های دیگری که تخصص لازم را ندارد، از این روش استفاده می‌کند. 

مقاله‌های مرتبط:

  • راز ایلان ماسک برای یادگیری سریع مطالب
  • راهکارهای اثبات‌شده برای یادگیری سریع‌تر

تانک به‌عنوان مدیرعامل و کارآفرین شرکت همیشه برای افزایش اطلاعاتش تلاش می‌کند. او بلاگ‌های مختلف و سایت‌های صنعتی و انتشارات استارتاپ را مطالعه می‌کند و همیشه کتاب با خود به‌همراه دارد و سعی می‌کند حضور فعال خود در انجمن‌های متعدد بحث را حفظ کند.

در اقتصاد اطلاعاتی کنونی، یادگیری مستمر انتخابی نیستِ بلکه ضرورت است. به‌گفته‌ی پیتر دیاماندیس، سهولت دسترسی و کاهش اعتبار پول باعث می‌شود کالاها و خدمات روزبه‌روز ارزان‌تر و حتی گاهی رایگان شوند. برای مثال، سایت Craiglist سهولت طبقه‌بندی را افزایش داده یا iTune صنعت موسیقی را رایگان کرده و مهم‌تر از هرچیز گوگل جمع‌آوری داده‌ها و پژوهش و دسترسی به اطلاعات را تقریبا رایگان و بی‌ارزش کرده است.

درمقابل، ارزش اطلاعات روزبه‌روز بیشتر می‌شود؛ به‌ویژه وقتی به نوآوری منجر یا برای بهبود فناوری‌های جدید از آن استفاده شود. به‌همین‌دلیل، یادگیری مهم‌ترین سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار است. صرف‌نظر از اینکه بازاریابی دیجیتال بخوانید یا زبان جدیدی یاد بگیرید، باید بیاموزید چگونه یادگیرنده‌ی خوبی باشید.

استراتژی‌هایی برای یادگیری بهتر

فراشناخت (آگاهی از شناخت خود) به تفکر درباره‌ی تفکر خود گفته می‌شود. اوریچ بوسر، مشاور و مؤلف، دراین‌باره می‌گوید:

لازم است همیشه سؤال‌هایی این‌چنینی از خود بپرسیم: آیا واقعا به این ایده می‌رسم؟ آیا می‌توانم آن را برای یکی از دوستانم توصیف کنم؟ هدف من چیست؟ آیا نیاز به دانش پس‌زمینه دارم یا تمرین بیشتر؟

فرایندهای فراشناختی مانند برنامه‌ریزی و نظارت و تفکر می‌توانند به بهبود یادگیری منجر شوند (علاوه‌بر هوش و زمانی‌که صرف یک موضوع می‌کنید). مارسل وینمن، مدیر آموزشی و پژوهشی مؤسسه‌ی فراشناخت، براساس بررسی‌های دو دهه‌ی اخیر به این نتیجه رسیده مهارت‌های فراشناختی مناسب می‌توانند به یادگیری سریع‌تر و انجام وظایف ناآشنا کمک کنند.

نکته: تفکر درباره‌ی روش یادگیری اهمیت دارد. اگر به‌دنبال رشد کسب‌وکار خود هستید و می‌خواهید در فضای رقابت باقی بمانید و نوآوری داشته باشید، باید به یادگیری ادامه دهید. درادامه، چهار روش برای ادامه‌ی تحصیل و آموزش روزانه ارائه می‌کنیم.

خواب در میان کار

۱. تکرار

تمام افراد در مرحله‌ای از زندگی خود باید آزمون بدهند یا مطلبی را ارائه کنند. معمولا با نزدیک‌شدن به ضرب‌الاجل یا مهلت تعیین‌شده، سرعت جذب اطلاعات هم افزایش پیدا می‌کند؛ اما مرور اطلاعات در چند جلسه‌ی مجزا یا روش تکرار فاصله‌دار مؤثرتر است.

به‌نقل از جان مدینا، مؤلف کتاب قوانین مغز، تنظیم اطلاعات تکراری در چند بازه بهترین روش برای به‌خاطر‌سپردن آن‌ها است. یادگیری تنها زمانی به ثمر می‌رسد که به‌جای واردکردن یک‌جای اطلاعات جدید، آن را به‌تدریج وارد مغز کنید.

برای مثال، فرض کنید می‌خواهید زبان ژاپنی یاد بگیرید. براساس روش تکرار فاصله‌دار، باید برنامه‌ای مروری تنظیم کنید. هر روز زمانی را برای مطالعه کنار بگذارید که می‌تواند بین واژگان و دستور زبان متغیر باشد. مطالعه‌ی بی‌وقفه‌ی ۳۰ دقیقه‌ای بهترین روش برای به‌خاطرسپردن است.

سپس، درباره‌ی روش ذخیره‌سازی و سازمان‌دهی اطلاعات تصمیم بگیرید. فلش‌کارت‌های قدیمی شاید مؤثر باشند؛ اما می‌توانید از نرم‌افزارهایی مثل SuperMemo یا Evernote یا Duolingo هم استفاده کنید. در مرحله‌ی آخر، روشی برای ردیابی پیشرفت خود پیدا کنید؛ زیرا مشاهده‌ی پیشرفت انگیز‌ی ادامه‌ی کار را افزایش می‌دهد. یادگیری با روش تکرار فاصله‌دار سریع‌تر می‌شود و علاوه‌بر این اطلاعات وارد حافظه‌ی بلندمدت می‌شوند.

۲. انعکاس

مغز برای یکپارچه‌سازی اطلاعات به زمان و فضا نیاز دارد. برای مثال، خواب امکان استراحت کامل شناختی را فراهم می‌کند. در زمان خواب، مغز اطلاعات را یکپارچه‌ می‌کند. براساس پژوهشی که در سال ۲۰۱۶ روی افرادی انجام شد که زبان خارجی مطالعه می‌کنند، مشخص شد خوابیدن بین جلسه‌های یادگیری نه‌تنها زمان تمرین را کاهش می‌دهد؛ بلکه به بهبود حافظه‌ی بلندمدت کمک می‌کند و درمقابل، کم‌خوابی یا بی‌خوابی می‌تواند قابلیت یادگیری را مختل کند.

البته، یادگیری مترادف حفظ‌کردن نیست؛ بلکه چگونگی پردازش و کاربرد اطلاعات اهمیت دارد. بسیاری از افراد تصور می‌کنند فقط درصورت فعالیت و آمادگی ذهنی می‌توانند ایده‌ها و مفاهیم جدید را وارد مغز خود کنند؛ اما ذهن در شرایط آرامش و فعالیت‌نکردن، بیشتر پذیرای اطلاعات جدید است.

خلاقیت در زمان استراحت مغز افزایش می‌یابد

برای مثال، شاید بارها زیر دوش یا هنگام شستن ظرف‌ها یا باغبانی به مطلبی پی برده‌ و ناگهان گفته باشید «آهان». به‌گفته‌ی اسکات بری‌کافن، کارشناس بهره‌وری، در سال ۲۰۱۶ حدود ۷۲ درصد از افراد هنگام دوش‌گرفتن به ایده‌های خلاقانه رسیدند. افکار خلاقانه ممکن است هنگام انجام کارهای غیرمرتبط یا فعالیت‌های روزمره هم به ذهن برسند. در این شرایط، مغز سعی می‌کند بین اطلاعات مختلفی ارتباط برقرار کند که تاکنون جذب کرده است.

بعضی از ایده‌های درخشان هم در طول تعطیلات یا بلافاصله پس‌ازآن به ذهن می‌آیند؛ به‌همین‌دلیل، استراحت یکی از معیارهای مهم موفقیت صاحبان کسب‌وکار و تیم آن‌ها است. الکس سوجونگ کیم پانگ، مؤلف کتاب استراحت: کار کمتر، دستاورد بیشتر می‌گوید:

اگر خسته هستید، به خواسته‌ی خود اهمیت دهید و استراحت کنید. کارهای زیاد خود را کنار بگذارید و زمانی را به استراحت اختصاص دهید. استراحت را جدی بگیرید و نگذارید افراد دیگر این موهبت را از شما بگیرند.

تدریس

۳.  تدریس

آلبرت اینشتین می‌گوید:

اگر نمی‌توانید موضوعی را به زبان ساده توصیف کنید؛ یعنی آن را به‌خوبی یاد نگرفته‌اید.

این جمله‌ی هوشمندانه از مردی درخشان و معلمی است که به‌اعتقاد او، بهترین روش یادگیری، توصیف آن برای شخص دیگری است. این روش بر اصل هرم یادگیری استوار است که براساس آن، ۹۰ درصد از آموخته‌ها در تدریس آن به دیگران یا کاربرد سریع اطلاعات به‌دست می‌آید.

۹۰ درصد از آموخته‌ها از کاربرد دانش به‌دست می‌آیند

درمقابل، تنها ۱۰ درصد از آموخته‌ها صرفا با مطالعه و ۵ درصد آن در سخنرانی به‌دست می‌آیند؛ ازاین‌رو، کاربرد اطلاعات اهمیت زیادی دارد. در روش فینمان از برنامه‌ی فوری استفاده می‌شود (نام این روش از نام فیزیک‌دان برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، ریچارد فینمان گرفته شده است). این روش در چند مرحله‌ی ساده به یادگیری عمیق و سریع کمک می‌کند:

مطلب را به کودک آموزش دهید و شکاف‌های اطلاعاتی را مرور و شناسایی و آن را به داستانی ساده و مستقیم تبدیل کنید. سپس، به شخص دیگری منتقل کنید.

تانک در JotForm از روش همکاری مشترک برای انتقال مفاهیم استفاده می‌کند. این روش برای سپردن وظایف به سایرین به‌منظور صرفه‌جویی در وقت و پرداختن به کارهای مهم‌تر مفید است. تانک برای انتقال مفهوم یا آموزش کار مدنظر، کنار کارمند خود می‌نشیند و او را راهنمایی می‌کند؛ بدین‌ترتیب می‌تواند به عیب‌های خود پی ببرد.

۴. انتقال

ایلان ماسک، کارشناسی میان‌رشته‌ای است که در اواسط ۴۰ سالگی توانست به جایگاه مدیریتی شرکت‌های چندمیلیون‌دلاری در زمینه‌های نرم‌افزار، انرژی، حمل‌ونقل و هوافضا دست پیدا کند. باوجوداین، او چگونه توانست در تمام این زمینه‌ها به موفقیت برسد؟ او از روش انتقال یادگیری برای انتقال دانش خود از زمینه‌ای به زمینه‌ی دیگر استفاده کرد.

برای مثال، اگر درزمینه‌ی فروش مهارت دارید، از آن برای سرمایه‌گذاری استفاده کنید یا از روش توجه برای رهبری نشست‌های تیمی بهره ببرید. در این روش، با بی‌نهایت انتخاب روبه‌رو هستید. ماسک از فرایندی دومرحله‌ای برای انتقال یادگیری استفاده کرد: در درجه‌ی اول اطلاعات خود را به اصول ابتدایی و اصلی تجزیه کرد و سپس، درزمینه‌ی جدید آن‌ها را بازسازی کرد.

ازآنجاکه هر زمینه‌ای با فناوری ادغام می‌شود، ماشین‌ها خیلی زود جایگزین محصولات و خدمات می‌شوند. تنها متفکران چندبعدی با دانش چندرشته‌ای می‌توانند در چنین بازاری رشد کنند. کارآفرینان دنیای جدید با مزیت‌های واضحی روبه‌رو هستند؛ اما توانایی تحلیل و نوآوری و تطبیق به تمایز آن‌ها منجر می‌شود؛ بنابراین، یادگیری مادام‌العمر شکیل اونیل، روش مطمئنی برای حفظ ارتباط با بازار است.

معرفی برترین استارتاپ‌های خدمات آموزشی
راه‌هایی برای افزایش شانس پذیرش محصول جدید در بازار
معرفی تعدادی از استارتاپ‌های موفق حوزه بلاک‌ چین
پیش از شروع مسیر رشد، کسب‌وکارتان را برایش آماده کنید
مصاحبه با مدیرعامل و بنیان‌گذار استارتاپ Moz

خبر کسب و کار


صنعت بلاک‌چین با سرعت بالایی در حال رشد است و تخمین زده شده تا سال ۲۰۲۴ ارزش آن تا ۷.۵ میلیارد دلار افزایش پیدا کند. یکی از دلایل رشد بلاک‌چین این است که با صنایع مختلف ادغام می‌شود و استارتاپ‌های زیادی با استفاده از فناوری آن ایده‌های خلاقانه ارائه می‌دهند.

بلاک‌چین به زنجیره‌ای از بلاک‌ها گفته می‌شود که داده‌ها را به شکلی غیرقابل تغییر ذخیره می‌کنند. از آنجایی که اطلاعات ذخیره‌شده قابل تغییر نیستند، این فناوری در سیستم‌های نیازمند شفافیت، احراز هویت و ردیابی کاربر مانند سیستم حمل‌ونقل و تراکنش‌های مالی کاربرد زیادی دارد. همچنین جنبه‌های فنی بلاک‌چین باعث می‌شود سیستم‌های استفاده‌کننده از این فناوری، سطح ایمنی بالایی داشته باشند. نام بلاک‌چین ابتدا به‌عنوان فناوری پشتیبان بیت‌کوین و سپس سایر رمزارزها شناخته شد.

مقاله‌ی مرتبط:

  • بلاک‌چین و ارز دیجیتال به زبان ساده

در سال‌های اخیر، نام فناوری بلاک‌چین بیشتر از هر زمانی در اخبار به چشم می‌خورد و همین موضوع باعث شده نه‌تنها استارتاپ‌ها، بلکه شرکت‌های بزرگ مانند IBM، مایکروسافت، مسترکارت و آمازون نیز خدماتی را مبتنی بر فناوری بلاک‌چین ارائه دهند.

در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به معرفی تعدادی از استارتاپ‌های یونیکورن (استارتاپی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار) صنعت بلاک‌چین و خدماتی که ارائه می‌دهند می‌پردازیم و سپس تعدادی از پرطرفدارترین استارتاپ‌های اخیر این صنعت را بررسی می‌کنیم.

۱- استارتاپ کوین‌بیس (Coinbase)

Bitcoin exchange Coinbase

کوین‌بیس، صرافی ارز دیجیتال است که امکان معامله‌ی ارزهای دیجیتال مانند بیت‌کوین، بیت‌کوین کش، اتریوم، اتریوم کلاسیک و لایت‌کوین را با واحد پول ۳۲ کشور فراهم می‌کند؛ درواقع کوین‌بیس پلتفرم آنلاینی است که به تاجران و مصرف‌کنندگان اجازه می‌دهد با ارزهای دیجیتال معامله کنند. کاربران با استفاده از خدمات کوین‌بیس می‌توانند کیف پول دیجیتال خود را بسازند و با اتصال به حساب بانکی، اقدام به خرید و فروش بیت‌کوین کنند.

مقاله‌ی مرتبط:

  • صرافی دیجیتال Coinbase هشت میلیارد دلار ارزش‌گذاری شد

استارتاپ کوین‌بیس در سال ۲۰۱۲ توسط برایان آرمسترانگ و فرد ارسام در کالیفرنیای آمریکا بنیان‌گذاری شد و در تابستان همان سال در برنامه‌ی مرکز رشد وای‌کامبیناتور ثبت‌نام کرد. کوین‌بیس کار سرویس‌های خرید و فروش بیت‌کوین ازطریق نقل‌وانتقال بانکی را چند ماه بعد راه‌اندازی کرد و پنج میلیون دلار در سری اول سرمایه‌گذاری دریافت کرد. این استارتاپ در سایر دورهای سرمایه‌گذاری نیز موفق بود و به یک استارتاپ یونیکورن تبدیل شد. کوین‌بیس دو محصول اصلی دارد:

  • یک سرویس جهانی مبادله برای تجارت انواع دارایی‌های دیجیتال در پلتفرم تخصصی تجاری
  • یک کارگزار خرده‌فروشی بیت‌کوین، بیت‌کوین کش، اتر، اتریم کلاسیک و لایت‌کوین برای ارز فیات (پولی که توسط دولت‌ها منتشر می‌شود اما پشتوانه‌ی فیزیکی مانند طلا و نقره ندارد)

کوین‌بیس علاو‌بر خدمات ذکرشده، مجموعه‌ای از سیستم‌های پردازش پرداخت تجاری و ابزارهایی را فراهم می‌کند که از وب‌سایت‌های پرترافیک در اینترنت پشتیبانی می‌کند.

۲- استارتاپ بیت‌مین (Bitmain)

bitmain

بیت‌مین، سازنده‌ی سخت‌افزارهای استخراج بیت‌کوین (ASIC) و ارائه‌دهنده‌ی سایر خدمات مرتبط با ارزهای دیجیتال، بلاک‌چین و هوش مصنوعی است. دفتر اصلی استارتاپ بیت‌مین در بیجینگ، پایتخت چین واقع شده است و در شهرهایی مانند سان‌فرانسیسکو، هنگ‌کنگ و شنزن شعبه دارد. استارتاپ بیت‌مین در سال ۲۰۱۳ توسط ژیهان وو و میکری ژان بنیان‌گذاری شد و پنج سال بعد به بزرگ‌ترین طراح جهانی مدارهای مجتمع با تخصص خاص (ASIC) تبدیل شد. علاوه‌براین، بیت‌مین بزرگ‌ترین استخرهای جهانی استخراج بیت‌کوین یعنی BTC.com و Antpool را مدیریت می‌کند. بیت مین استارتاپی پیشرو در اکوسیستم تکنولوژی بلاک‌چین است که مجموعه‌ای از پلتفرم‌های بلاک‌چین و استارتاپ‌ها را پشتیبانی می‌کند و حضوری فعال در توسعه‌ی صنعت و جامعه دارد.

استارتاپ بیت‌مین در سال ۲۰۱۸ به سود خالص ۷۴۲ میلیون دلاری رسید و طبق گزارش تک‌کرانچ در سه‌ماهه‌ی دوم همان سال به ارزش بیش از یک میلیارد دلار رسید و یونیکورن شد.

بیت‌مین از اواخر سال ۲۰۱۵ فعالیت خود را در صنعت هوش مصنوعی (AI) آغاز کرد و اولین تراشه‌ی یادگیری عمیق هوش مصنوعی را در در سال ۲۰۱۷ و تحت برند Sophon عرضه کرد. این تراشه‌های هوش مصنوعی توانایی اپلیکیشن‌هایی مانند بینایی ماشین، مراکز داده، سوپرکامپیوترها و رباتیک را افزایش می‌دهند.

۳- استارتاپ سرکل (Circle)

circle

سرکل، پلتفرم آنلاینی است که به کاربران اجازه می‌دهد نقل و انتقلات مالی خود را سریع‌تر و آسان‌تر انجام دهند. سرکل پی (Cicle Pay)، پلتفرم پرداخت موبایل این شرکت با استفاده از  فناوری بلاک‌چین، انتقال پول را تسهیل و تسریع می‌کند و همچنین امکان نگه‌داری، ارسال و دریافت ارزهای سنتی فیات را برای کاربران خود فراهم می‌کند. استارتاپ سرکل یک شرکت پرداخت نظیربه‌نظیر است که توسط جرمی آلایر و شان نویل در سال ۲۰۱۳ بنیان‌گذاری شد.

پلتفرم این شرکت مدل جدیدی از خدمات مالی را در سطح جهانی عرضه می‌کند تا کاربران معمولی، شرکت‌ها و کارآفرینان بتوانند فعالیت‌هایی مانند تجارت، سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه را به شکلی مطمئن و به‌صورت آنلاین انجام دهند. دریافت سرمایه از شرکت‌هایی مانند فیسبوک، گلدمن ساکس و… در چند دور سرمایه‌گذاری کمک کرد این استارتاپ به یکی از یونیکورن‌های صنعت بلاک‌چین تبدیل شود.

هدف از بنیان‌گذاری استارتاپ سرکل، توسعه و گسترش تکنولوژی رمزارز  بود تا همه‌ی مردم در هر جای دنیا در ساخت اقتصادی عادلانه‌تر و دسترسی‌پذیرتر مشارکت داشته باشند. این استارتاپ در سال ۲۰۱۶ خدمات کیف پول بیت‌کوین را برای خرید و فروش بیت‌کوین ارائه داد که هنوز ارائه‌ی آن را متوقف نکرده است و تلاش می‌کند خدماتی مرتبط با نسل بعدی فناوری بلاک‌چین ارائه دهد.

۴-  استارتاپ رابین‌هود (Robinhood)

robinhood

رابین‌هود یکی دیگر از استارتاپ‌های یونیکورن صنعت بلاک‌چین است که در سال ۲۰۱۳ بنیان‌گذاری شد و دفتر اصلی آن در کالیفرنیای آمریکا است. اپلیکیشن موبایل این استارتاپ، رابین‌هود نام دارد و به کاربران اجازه می‌دهد بدون پرداخت کارمزد، بورس اوراق بهادار آمریکا و رمزارزها را خرید و فروش کنند.

مقاله‌ی مرتبط:

  • استارتاپ فین‌تک رابین‌هود برای IPO آماده می‌شود

استارتاپ رابین‌هود با جذب سرمایه‌ی ۵۳۹ میلیون دلاری، سال گذشته اعلام کرد قصد دارد سهام خود را به‌صورت عمومی عرضه کند. موفقیت رابین‌هود در عرضه‌ی عمومی سهام نقش مهمی در رشد و پیشرفت صنعت بلاک‌چین و فین‌تک خواهد داشت.

۵- استارتاپ بریو (Brave)

brave

بریو، یک مرورگر رایگان و متن‌باز است که توسط شرکت نرم‌افزاری بریو و بر پایه مرورگر کرومیم ارائه شده است. این شرکت قصد دارد امنیت و سرعت وب‌گردی را برای کاربران افزایش دهد و همچنین سهم درآمد تبلیغاتی را برای تولیدکنندگان محتوا افزایش دهد. درواقع هدف استارتاپ بریو این است که اکوسیستم تبلیغات آنلاین را با استفاده از میکروپیمنت یا پرداخت‌های کوچک و یک راه‌حل جدید اشتراک‌گذاری درآمد، برای کاربران و ناشران بهتر کند.

بریو، اولین مرورگر مبتنی بر بلاک‌چین دنیا است که بیش از ۲۰ میلیون بار دانلود شده است. این استارتاپ در سال ۲۰۱۵ با نام Hyperware Labs در ایالت دلور آمریکا معرفی شد، سپس با انتقال دفتر اصلی به کالیفرنیا نام خود را به بریو تغییر داد. دلیل شهرت مرورگر بریو، ایده‌ی خلاقانه‌ی آن، یعنی اختصاص توکن‌های مخصوص به کاربرانی است که آگهی‌های تبلیغاتی را حین وب‌گردی مشاهده می‌کنند. این توکن‌ها، Basic Attention Token یا به اختصار، BAT نام دارند و قابل تبدیل به پول نقد در صرافی‌های رمزارز هستند.

کاربران با استفاده از مرورگر بریو می‌توانند آگهی‌های متجاوز را مسدود کنند و اجازه‌ی دسترسی به اطلاعاتی مانند موقعیت مکانی و فعالیت‌های پیشین خود را ببندند. این روزها حجم تبلیغات در وب‌سایت شرکت‌های بزرگی مانند گوگل و فیسبوک به‌شدت بالا رفته است و استارتاپ بریو تلاش می‌کند با ارائه‌ی راه‌حلی خلاقانه این مشکل را برطرف کند.

نسخه‌ی جدید مرورگر بریو، ویژگی جدیدی دارد که اجازه می‌دهد کاربران نوع آگهی‌های دلخواه خود را از میان آگهی‌های فروخته‌شده و آگهی‌های مسدودشده انتخاب کنند؛ سپس شرکت ۵۵ درصد درآمد حاصل از تبلیغات را به ناشران محتوا می‌دهد و خود شرکت و کاربران آن هرکدام ۱۵ درصد سهم می‌برند. کاربران همچنین می‌توانند بخشی از درآمد خود را ازطریق پرداخت‌های کوچک به ناشران اهدا کنند.

استارتاپ بریو، طبق گزارش تک‌کرانچ ۷۲ میلیون دلار از شرکت‌هایی مانند Founders Fund، Huiyin Blockchain Venture و… سرمایه جذب کرده است.

۶- استارتاپ تِنکس (Tenx)

Tenx

تنکس، یک استارتاپ مبتنی بر بلاک‌چین است که در سنگاپور بنیان‌گذاری شده است و امکان ذخیره‌ی امن رمزارز را در یک کیف پول دیجیتال مبتنی بر ارز فراهم می‌کند. تنکس علاوه‌بر کیف پول دیجیتال، یک کارت فیزیکی به کاربران خود ارائه می‌دهد که می‌توانند به کمک آن، ارزهای دیجیتال خود را حتی در فروشگاه‌هایی که رمزارز نمی‌پذیرند، خرج کنند.

همان‌طور که می‌دانید، فروشگاه‌های کمی اجازه می‌دهند مردم با استفاده از رمزارزها خرید کنند و درواقع استارتاپ تکنس این مشکل را حل کرده است. کاربران با استفاده از یک DSS (سیستم پشتیبانی از تصمیم) می‌توانند قوانینی مانند محدودیت مقدار خرید روی کارت‌های خود بگذارند و به این شکل، مخارج خود را مدیریت کنند. همچنین کاربران می‌توانند انتخاب کنند که از کدام رمزارز برای خرید استفاده شود یا درصدی برای مقدار استفاده از هرکدام تعیین کنند.

پلتفرم تنکس درحال‌حاضر هیچ مبلغی بابت هر تراکنش کسر نمی‌کند و تنها هزینه‌ای که کاربر باید پرداخت کند، ۱۵ دلار برای دریافت کارت فیزیکی و ۱.۵ دلار برای کارت دیجیتال است. همچنین کاربرانی که قصد ندارند در سال بیش از هزار دلار تراکنش مالی داشته باشند، باید سالانه ۱۰ دلار پرداخت کنند. برخی ویژگی‌های ایمنی پلتفرم تنکس عبارت‌اند از:

  • احراز هویت دو مرحله‌ای برای حفاظت از تمامی حساب‌ها
  • مدیریت چند امضایی ذخیره‌سازی سرد (ذخیره‌سازی سرد به کیف پول‌های دیجیتالی گفته می‌شود که مستقل از نوع اتصال به اینترنت است و نمی‌توان از راه دور آن را هک کرد) برای حفظ ایمنی حساب کاربر در بلندمدت
  • ذخیره‌سازی استاندارد کلید خصوصی برای هر کیف پول تنکس که به کاربران اجازه می‌دهد کلیدها را خودشان ذخیره کنند
  • ارسال نوتیفیکیشن ایمیلی برای هر فعالیتی که در حساب کاربر انجام می‌شود
  • رمزگذاری داده‌ها
  • رمزگشایی با اثر انگشت در دستگاه‌های موبایل

طبق گزارش تک‌کرانچ، استارتاپ تنکس بیش از ۱۵۹ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است و قصد دارد ابزارهای جدیدی را برای کسب‌وکارها، استارتاپ‌ها و بازرگانان توسعه دهد.

۷-  استارتاپ استاتوس (Status)

Status

استاتوس، یک مرورگر، پیام‌رسان و کیف پول رمزارز است که قصد دارد ارتباطی ایمن را برای کاربران خود فراهم کند. نرم‌افزار استاتوس شبیه به پیام‌رسان تلگرام است اما پلتفرمی پیچیده‌تر دارد. این نرم‌افزار، روشی آسان را برای کاربران فراهم می‌کند تا با اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز روی بلاک‌چین اتریوم تعامل داشته باشند.

اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز (DApps) بعد از پیدایش اتریوم (پلتفرمی برای ساخت آن‌ها) محبوبیت پیدا کردند. درحال‌حاضر هزاران اپلیکیشن غیرمتمرکز زیادی وجود دارد و هرقدر توانایی‌های بلاک‌چین اتریوم بیشتر می‌شود، تعداد اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز و پروژه‌های آن نیز بیشتر شده است و دنبال کردن اپلیکیشن‌های دلخواه‌ی کاربران سخت‌تر می‌شود. این دقیقا همان جایی است که استاتوس وارد عمل می‌شود و به کاربران اجازه می‌دهد با این اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز روی گوشی‌های اندروید و iOS تعامل داشته باشند؛ به این صورت که دستگاه‌های متصل، به نودهای کلاینت سبک در شبکه‌ی بلاک‌چین اتریوم تبدیل می‌شوند و درنتیجه با دسترسی  به اکوسیستم اتریوم از هر نقطه‌ی دنیا می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. ویژگی‌های ارائه‌شده توسط استاتوس عبارت‌اند از:

  • اپلیکیشنی که کاربران می‌توانند با استفاده از آن چت کنند، معاملات تجاری انجام دهند و به اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز دسترسی داشته باشند
  • ایجاد محیطی برای استارتاپ‌های نیازمند سرمایه، حمایت قانونی و آموزش
  • ایجاد محیطی ساده برای توسعه‌دهندگانی که قصد دارند اپلیکیشن غیرمتمرکز خود را بسازند
  • محیط توسعه‌دهنده‌ی یکپارچه برای ارائه‌ی خدمات آموزشی در مورد اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز

استاتوس طوری طراحی شده است که هم عملکرد یک مرورگر اتریوم و هم یک پلتفرم پیام‌رسان غیرمتمرکز را داشته باشد. شرکت با استفاده از این سیستم ترکیبی قصد دارد تعداد کاربران خود را افزایش دهد و از طرفی به مأموریت و اصول اتریوم نزدیک باشد.

پیام‌رسان این نرم‌افزار، ابزاری است که کاربران سراسر جهان می‌توانند از آن استفاده کنند و معاملات خصوصی ایمنی با یکدیگر داشته باشند. ازطرف‌دیگر، مرورگر این نرم‌افزار می‌تواند هر اپلیکیشن غیرمتمرکز سازگاری را اجرا کند. استاتوس متن‌باز است و هر توسعه‌دهنده‌ای می‌تواند اپلیکیشن‌های خود را هرموقع بخواهد، در فهرست وارد کند. طبق گزارش تک‌کرانچ، استارتاپ استاتوس تابه‌حال ۹۹ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است.

۸- استارتاپ موبایل‌گو (MobileGo)

MobileGo

موبایل‌گو یکی از استارتاپ‌های جالب و موفق بلاک‌چین است که توسط عده‌ای توسعه‌دهنده‌ی جوان و با هدف ترکیب صنعت بازی با فناوری بلاک‌چین بنیان‌گذاری شد. موبایل‌گو پلتفرم رمزارز بازی است که امکان دسترسی به ۵۰۰ بازی را به‌طور رایگان فراهم می‌کند. صنعت بازی بسیار سودمند است و فرصت‌های زیادی برای ادغام فناوری‌ها و ساخت تجربه‌ی بهتر برای کاربران وجود دارد.

بازی‌هایی مانند فورتنایت و پابجی نشان داده‌اند که کاربران به بازی‌های چند کاربره و تعاملی با سایر کاربران از سراسر جهان علاقه دارند. به‌عنوان مثال، فورتنایت پایگاهی متراکم از ۲۰۰ میلیون کاربر دارد و تابه‌حال بیش از ۱.۲ میلیارد دلار فروش داشته است. استارتاپ موبایل‌گو نیز مدل مشابهی در پلتفرم خود ارائه می‌دهد و کاربران با بازی کردن در این پلتفرم، اعتبار رمزارزی به نام Gshare Gold دریافت می‌کنند. کاربران با استفاده از اعتبار خود وارد مسابقه می‌شوند و می‌توانند توکن‌های MGO برنده شوند؛ این توکن‌ها در کیف پول‌هایی مانند Lumi، Coinomi یا Myetherwallet قابل ذخیره‌سازی بوده و با رمزارزهایی مانند HitBTC، DigiFinex یا Bitfindex قابل تعویض هستند. طبق گزارش کرانچ‌بیس استارتاپ موبایل‌گو تابه‌حال ۴.۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است.

همکاری دو استارتاپ مبتنی‌بر اتریوم برای بیمه‌کردن دارایی کاربران
معرفی برترین استارتاپ‌های خدمات آموزشی
آیا پاول لرو، همان ساتوشی ناکاموتو خالق بیت کوین است؟
راه‌هایی برای افزایش شانس پذیرش محصول جدید در بازار
چرا یادگیری مستمر برای کارآفرینان و تیم آن‌ها ضروری است؟

خبر کسب و کار


افراد و گروه‌هایی که اولین‌بار توسعه‌ی اپلیکیشن را تجربه می‌کنند، عموما سؤال‌های مشترکی دارند. درواقع، صرف‌نظر از مشکلات برنامه‌نویسی و توسعه و رفع اشکال،‌ توزیع و بازاریابی نیز ذهن آن‌ها را به‌خود مشغول می‌کند. به‌عنوان مثال، وقتی اپلیکیشنی را به‌عنوان اولین توسعه‌دهنده طراحی و عرضه می‌کنید، چنین سؤال‌هایی ذهن شما را به خود مشغول خواهد کرد: آیا اپلیکیشن من ارزش‌افزوده خواهد داشت؟ آیا پذیرفتنی خواهد بود؟ چگونه به مردم درباره‌ی آن اطلاع‌رسانی کنم؟

مقاله‌های مرتبط:

  • مزایا و معایب توسعه اپلیکیشن موبایل برای کسب‌ و‌ کار
  • نگاهی به ترندهای توسعه‌ی اپلیکیشن

علاوه‌بر این سؤال‌ها، بسیاری از سؤال‌های دیگر هم ذهن توسعه‌دهندگان مستقل یا بنیان‌گذاران استارتاپ را به خود مشغول می‌کند. آن‌ها عموما ایده‌ای اولیه یا طرحی شبیه به ایده‌ای موجود دارند؛ اما از نتیجه‌دهی نهایی آن مطمئن نیستند. در این مقاله‌ی زومیت، برخی از سؤال‌ها و شک‌و‌تردیدهای اولیه در توسعه‌ی اپلیکیشن را بررسی و راهکارهایی برای حلشان ارائه می‌کنیم.

کدام ایده را انتخاب کنیم؟

بسیاری از کارآفرینان موفق کسب‌وکار خود را از میان چندین ایده‌ی اپلیکیشن متولد کرده‌اند. درواقع، نمی‌توان خود را به یک ایده محدود کرد؛ زیرا محدودشدن به یک ایده مانند این خواهد بود که موسیقی‌دانی با یک تک‌آهنگ به‌دنبال شهرت جهانی باشد. هیچ آهنگ‌ساز یا خواننده‌ای نمی‌داند کدام آهنگش بیش از سایر با استقبال مواجه می‌شود. برای ایده‌های اپلیکیشنی نیز عموما همین روند ایجاد می‌شود.

ایده

پیشنهاد بهینه برای کارکردن روی ایده‌ها، اختصاص زمان مناسب برای انتظار جذب اولین مخاطبان خواهد بود. به‌بیان‌دیگر، شما به‌عنوان توسعه‌دهنده یا بنیان‌گذار باید ایده‌های خود را به‌ترتیب به اپلیکیشن تبدیل کنید و برای هرکدام ۴ تا ۶ ماه انتظار به‌منظور جذب مخاطب در نظر بگیرید.

چگونه شروع کنیم؟

قدم اول شروع توسعه‌ی اپلیکیشن، اجرای ایده روی کاغذ است. در مرحله‌ی اول، باید هر آنچه از اپلیکیشن آینده‌ی خود انتظار دارید، روی کاغذ پیاده و علاوه‌بر طراحی‌های کلی گرافیکی، باید حتی از توضیحات متنی برای نشان‌دادن انتظارات از اپلیکیشن آینده استفاده کنید.

مقاله‌های مرتبط:

  • آموزش تولید پروتوتایپ، قسمت اول
  • آموزش تولید پروتوتایپ، قسمت دوم

پس از اجرای اولیه‌ی ایده روی کاغذ، نوبت به تولید طرح اولیه (پروتوتایپ) می‌رسد. ابزارهای متعددی در اینترنت وجود دارند اجرای پروتوتایپ را برای توسعه‌دهندگان آسان می‌کنند. فراموش نکنید در نمونه‌ی اولیه‌ی اپلیکیشن، باید تمامی جزئیات مدنظر خود را با تمامی صفحات اجرا کنید. همین طرح اولیه برای توضیح ایده و حتی جذب سرمایه‌گذار کاربرد خواهد داشت؛ پس باید کاربردهای نهایی ایده را نمایش دهد.

پس از آماده‌سازی طرح اولیه، دو راه در پیش دارید: یا خودتان توسعه‌دهنده هستید یا توانایی اجرای نهایی را ندارید. در حالت اول، وظیفه مشخص است و باید با ابزارها و زبان‌های دردسترس، اپلیکیشن نهایی را تولید کند. در حالت دوم، می‌توانید طرح و ایده را با همکاری شرکت یا شخصی دیگر اجرا کنید. نکته‌ی مهم در این رویکرد، اهمیت‌دادن به قراردادهای حفظ امانت‌داری و اطلاعات طرفین است.

prototype

استقبال از اپلیکیشن؟

برای پاسخ به این پرسش‌ چاره‌ای جز عرضه‌ی سریع نمونه‌ی اولیه‌ی اپلیکیشن ندارید. این نمونه می‌تواند MVP یا اپلیکیشنی نهایی با حداقل امکانات باشد. هیچ‌گاه در مرحله‌ی بررسی بازار، به‌دنبال اپلیکیشن کامل و بدون نقص نباشید. درواقع، هرچقدر هم تلاش کنید، اپلیکیشن تا همیشه نیاز به بهبود خواهد داشت؛ درنتیجه در مراحل اولیه، آن را به بازار عرضه کنید تا استقبال شدن یا نشدن از آن مشخص شود.

اپلیکیشن اولیه را با حداقل امکانات و هرچه‌سریع‌تر عرضه کنید

پس از اجرای قابلیت‌های هسته‌ای اپلیکیشن، آن را هرچه‌زودتر در مارکت‌های اپلیکیشن یا وب‌سایت خود منتشر کنید. با بازاریابی ابتدایی، مشتریان اولیه را به دریافت اپلیکیشن تشویق کنید و منتظر بازخورد باشید. هرگونه بازخورد، حتی انتقادات تند، در این مرحله ارزشمند است؛ چراکه نشان‌دهنده‌ی ‌مقبول‌بودن ایده خواهد بود. درواقع، کاربری هم که انتقادهای تندی به قابلیت‌های اپلیکیشن می‌کند، ایده را پسندیده و تنها از درست اجرانشدن آن گله‌مند است.

وب‌اپلیکیشن یا اپلیکیشن اختصاصی؟

میلیون‌ها اپلیکیشن در مارکت‌های اندروید و iOS وجود دارند و شما برای دیده‌شدن باید با دسته‌ی بزرگی از آن‌ها رقابت کنید. درمقابل، وب‌اپلیکیشن‌ها هنوز تجربه‌ی کاری خالص و بی‌نقصی به کاربر ارائه نمی‌کنند و با وجود پیشرفت‌های سریعی که در دنیای وب‌اپلیکیشن‌های پیش‌رونده یا PWA شاهد بوده‌ایم، هنوز راه زیادی تا پذیرش عمومی آن‌ها باقی مانده است. درنتیجه، می‌توان ادعا کرد هنوز برای بهترین تجربه‌ی کاربری باید اپلیکیشن اختصاصی اندروید یا iOS را توسعه دهید. درواقع، اکثر کارشناسان اعتقاد دارند وب‌اپلیکیشن هنوز فقط در دسکتاپ کاربرد بهینه دارد.

مارکت اپلیکیشن

توسعه‌ی داخلی یا برون‌سپاری؟

بسیاری از برترین و مشهورترین محصولات کنونی بازار حداقل در مراحل ابتدایی ازطریق قراردادهای برون‌سپاری تولید شده‌اند. از میان آن‌ها می‌توان به Alibaba ،Fab.com ،Digg و Skype اشاره کرد. در مراحل اولیه، به‌ویژه آماده‌سازی نمونه‌های ابتدایی، پیشنهاد اکثر کارشناسان به برون‌سپاری است. شرکت یا گروهی را پیدا کنید که ایده‌ی شما را به بهترین نحو درک و نمونه‌ای راضی‌کننده از آن اجرا کند. فراموش نکنید در مراحل ابتدایی باید تاحدممکن هزینه‌ها را پایین نگه دارید.

اولویت اول در مراحل ابتدایی توسعه‌ی اپلیکیشن، باید رساندن آن به‌دست مشتری در سریع‌ترین زمان باشد. پس از اینکه تقاضا و استقبال درخورتوجه از اپلیکیشن مشاهده شد، می‌توان روی توسعه‌ی حرفه‌ای‌تر و حتی استخدام توسعه‌دهنده سرمایه‌گذاری کرد.

ثبت در مارکت‌های رسمی

ثبت رسمی اپلیکیشن‌ها در مارکت‌های اندروید و iOS به حساب کاربری توسعه‌دهنده نیاز دارد. برای اپل باید هزینه‌‌ی سالانه‌ی ۹۹ دلار و برای گوگل ۲۵ دلار بپردازید. روند بارگذاری نیز باید با نظارت کامل تیم توسعه و رعایت قوانین مندرج در مارکت‌ها انجام شود. توسعه‌دهندگان ایرانی راهکارهای کمی آسان‌تر هم دارند؛ چراکه می‌توانند اپلیکیشن خود را ازطریق مارکت‌های متنوع ایرانی همچون بازار یا سیب‌اپ به‌دست مخاطبان برسانند. البته، پیشنهاد می‌کنیم اگر طرحی حرفه‌ای با هدف جذب حداکثری مخاطبان دارید، حتما عرضه‌ی اپلیکیشن در مارکت‌های رسمی گوگل‌پلی و اپ‌استور را هم در نظر داشته باشید.

اپ استور

رایگان یا پولی؟

چنین تصمیمی فقط به طرح و برنامه‌ی شما از آینده‌ی کسب‌وکار مرتبط می‌شود. فراموش نکنید بخت تبدیل به فیسبوک یا توییتر بعدی در دنیای کنونی، بسیار کم خواهد بود. به‌بیان‌دیگر، نمی‌توان روی طرحی رایگان با امید به افزایش پایگاه مشتریان و درآمدزایی از آن‌ها فکر کرد.

پرداخت درون‌برنامه‌ای راهکاری کاربردی برای درآمدزایی اپلیکیشن است

به‌هرحال، تصمیم‌گیری دراین‌زمینه به طرح کسب‌وکارتان مرتبط است؛ اما کارشناسان عموما طرح‌های پرداخت درون برنامه‌ای را استراتژی مناسبی برای درآمدزایی می‌دانند. در چنین طرحی، کاربر ابتدا با قابلیت‌های سرویس شما آشنا می‌شود و درصورت تمایل، برای قابلیت‌های بیشتر هزینه می‌پردازد. از روش‌های دیگر درآمدزایی می‌توان به فروش مستقیم اپلیکیشن و تبلیغات درون‌برنامه‌ای و ثبت‌نام دوره‌ای کاربران اشاره کرد که هرکدام قوت‌ها و ضعف‌های خاص خود را دارند.

پس از انتشار چه کنیم؟

محصولات خود‌به‌خود فروخته نمی‌شوند و شما به‌صورت مستقیم با مشتری باید ارتباط برقرار کنید تا به خرید تشویق شود. برای اپلیکیشن‌ها هم همین روند جریان دارد و پس از ارائه‌ی آن‌ها در مارکت‌های اپلیکیشن، باید راهکارهایی برای شناساندن بهتر اتخاذ کنید.

بهینه‌سازی اپلیکیشن برای مارکت، رویکردی شبیه به بهینه‌سازی وب‌سایت برای موتورهای جست‌وجو دارد. این بهینه‌سازی باید در مرحله‌ی اول عرضه‌ی اپلیکیشن انجام شود تا پیداکردن سرویس شما در میان انبوه رقبا، آسان باشد. پس از بهینه‌سازی نیز باید رویکردهای بازاریابی و تبلیغات بسته به استراتژی و بودجه‌ی سازمان انجام شود.

بازاریابی

چگونه بازاریابی کنیم؟

در میان روش‌های متنوع بازاریابی اپلیکیشن، می‌توان پیشنهاد افراد و شرکت‌های دیگر را بهترین رویکرد دانست. در چنین روشی، اپلیکیشن شما را شرکت‌های دیگر و کنفرانس‌های خبری و حتی وبلاگ‌ها و اینفلوئنسرهای دنیای فناوری به دیگران شناسایی می‌کنند. اگر پس از اجرای این روش با استقبال مناسب روبه‌رو شدید، حتما آن را ادامه دهید.

نکته‌ی مهم دیگر در بازاریابی اپلیکیشن، دیدگاه‌ها و بازخوردهایی است که کاربران در صفحه‌ی اپلیکیشن می‌نویسند. هرگونه دیدگاه منفی باید بررسی و پاسخ داده شود. شاید برخی از دیدگاه‌ها رویکرد دشمنی داشته باشند؛ اما به‌هرحال آن‌ها را نیز باید بادقت بخوانید و پاسخ دهید. دیدگاه‌های کاربردی نیز برای بهبود اپلیکیشن در به‌روزرسانی‌های بعدی کاربردی هستند.

اپلیکیشن چندمنظوره یا توسعه‌ی مجزا؟

برخی افراد و شرکت‌ها برای آسان‌ترشدن کار توسعه، اپلیکیشن‌ها را به‌صورت چندمنظوره و چندپلتفرمی (Cross Platform) توسعه می‌دهند. به‌‌عبارت‌دیگر، آن‌ها ایده‌ی خود را با یک زبان اجرا می‌کنند و سپس با ابزارهای موجود، آن را برای همه‌ی پلتفرم‌ها توسعه می‌دهند. چنین رویکردی عموما به نتیجه‌ی مناسب ختم نمی‌شود.

برای هر پلتفرم اپلیکیشن مجزا توسعه دهید

اپلیکیشن‌هایی که با یک زبان و برای چند پلتفرم نوشته می‌شوند، عموما کارایی مناسبی ندارند. به‌علاوه، در به‌روزرسانی آن‌ها مشکلات متعددی ایجاد می‌شود. به‌هرحال، وجود زبان‌های برنامه‌نویسی متنوع برای پلتفرم‌های متنوع بی‌دلیل نیست؛ به‌همین‌دلیل، پیشنهاد می‌کنیم با کمی هزینه‌ی بیشتر، اپلیکیشن خود را به‌صورت مجزا برای پلتفرم‌های هدف توسعه دهید.

هزینه‌ی توسعه‌ی اپلیکیشن؟

پاسخ به این پرسش‌ به عوامل بی‌شماری وابسته است. هیچ‌گاه نمی‌توان بازه‌ی مشخصی از هزینه‌ی توسعه‌ی اپلیکیشن داشت؛ اما آشنایی با عوامل تأثیرگذار،‌ خالی از لطف نخواهد بود.

توسعه

عوامل اولیه و مهم در هزینه‌ی توسعه‌ی اپلیکیشن به قابلیت‌های آن وابسته هستند؛ عواملی همچون منو ثبت‌نام، اتصال به درگاه‌های بانکی یا سرویس‌های دیگر و قابلیت‌های پیام‌رسانی، همگی هزینه‌ی توسعه‌ی اپلیکیشن را افزایش می‌دهند. به‌علاوه، توسعه‌ی اپلیکیشن برای سیستم‌عامل iOS نیز خصوصا در ایران هزینه‌ای بیشتر از اندروید خواهد داشت؛ چراکه تعداد توسعه‌دهندگان این سیستم‌عامل در کشور کمتر است و آن‌ها هزینه‌های بیشتری برای توسعه و بارگذاری اپلیکیشن‌ها پرداخت می‌کنند.

اگر موفق نشدیم؟

اپلیکیشن‌ها نیز مانند بسیاری از ایده‌های استارتاپی احتمال شکست دارند. برخی ایده‌های اپلیکیشن در همان مراحل اول شکست می‌خورند که توسعه‌دهنده یا بنیان‌گذار آن‌ها باید از چنین شکستی خوشحال هم باشد؛ چراکه کمترین هزینه‌ها را برای شکست خود پرداخت کرده است.

در میان افراد مشهور و موفق در دنیای اپلیکیشن، همه‌ی آن‌ها ایده‌ها و انتخاب‌های فجیع هم داشته‌اند. رمز موفقیت آن‌ها عبور از انتخاب‌های ناموفق و تلاش برای اجرای ایده‌های بهتر بوده است. آن‌ها با یادگیری از شکست‌ها، ایده‌های بعدی را اجرا می‌کنند که بالاخره در یکی موفق می‌شوند.

قابلیت‌های iOS 13 که در اندروید به آن‌ها نیاز داریم
iOS 13 به روشی هوشمندانه طول عمر باتری آیفون را افزایش می‌دهد
اندروید 9 پای برای چه دستگاه‌هایی منتشر خواهد شد؟
iOS 13 با تمرکز بر امنیت کاربران، نقشه‌ای از ردیابی موقعیت مکانی اپلیکیشن‌ها ارائه می‌دهد
چرا iOS تابه‌حال از حافظه‌های USB پشتیبانی نمی‌کرد؟

خبر کسب و کار


تولید محتوا به بخش مهمی از فرایندهای بازاریابی کسب‌وکارها، خصوصا استارتاپ‌ها تبدیل شده است. باوجوداین، بسیاری از کسب‌وکارها از اهمیت آن بی‌اطلاع هستند و تمرکز خود را فقط روی توسعه و بهینه‌سازی محصول می‌گذارند. فرض کنید محصولی را پس از مدت‌ها طراحی و بررسی به بازار عرضه کرده‌اید و اکنون نوبت به عرضه‌ی انبوه آن رسیده است. قطعا در این مرحله، اولین برنامه‌ی شما بازاریابی گسترده خواهد بود. در اینجا باید ابتدا از خود بپرسید روی کدام کانال‌های بازاریابی بیشتر تمرکز کنم؟

مقاله‌های مرتبط:

  • چرا تولید محتوای متنی همیشه اهمیت دارد؟
  • بازاریابی محتوا و هر آن‌چه باید در مورد برنامه‌ریزی و اجرای بهینه آن بدانید

نیل پاتل، استاد بازاریابی آنلاین، بودجه‌های بازاریابی ۲۰۸ شرکت را به‌طورمفصل بررسی کرد. در بررسی وی مشخص شد ۶۰ درصد از هزینه‌ی بازاریابی شرکت‌ها، به گوگل ادوردز اختصاص داشت و ۲۰ درصد دیگر در تبلیغات فیسبوک هزینه شد و بازاریابی محتوایی با ۱۰ درصد بودجه در رتبه‌ی بعدی قرار گرفت. تبلیغات در گوگل و فیسبوک بیشترین نرخ تبدیل مشتری را داشتند؛ اما بازاریابی محتوایی ۶۰۰ درصد بازگشت سرمایه‌ی بازارایابی را برای شرکت‌ها به‌همراه داشت. این درحالی‌ است که نرخ بازگشت سرمایه در تبلیغات ۳۵۰ درصد بود.

نکته‌ی واضح در بررسی پاتل این است که تبلیغات بازدهی مناسبی دارند؛ اما بازاریابی محتوا با هزینه‌ی ارزان‌تر، بهره‌وری بیشتری خواهد داشت. درنتیجه‌ی این یافته‌ها می‌توان اهمیت کپی‌رایتینگ (تولید محتوا با هدف جذب هرچه بیشتر مشتری) را درک کرد. اکنون و پس از پی‌بردن به اهمیت محتوا، به این سؤال می‌رسیم که چگونه محتوایی برای جذب مشتری بیشتر تولید کنیم؟ در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت، به این پرسش پاسخ می‌دهیم.

اهمیت به الگوی خواندن

مطالعات درباره‌ی الگوی خواندن کاربران نشان می‌دهد که در مقاله‌های انگلیسی و زبان‌های چپ به راست، الگویی شبیه به حرف F در خواندن مطالب وجود دارد. همین الگو را می‌توان برای زبان فارسی و دیگر زبان‌های راست به چپ هم تأیید کرد و آن را به‌صورت حرف F برعکس در نظر گرفت.

یادداشت برداشتن

در الگوی خواندن F، کاربران عموما خط اول مقاله را می‌خوانند و سپس برای درک بهتر موضوع، تا پایین آن را اسکن می‌کنند. در جریان اسکن طولی مقاله، زیرتیترها توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند که درنهایت الگوی F را تشکیل می‌دهند. شایان ذکر است الگوهای مطالعاتی دیگری هم برای خواندن مقاله وجود دارند؛ اما الگوی مذکور درحال‌حاضر اهمیت بیشتری برای کارشناسان بازاریابی محتوا دارد. برای طراحی هرچه‌بهتر مقاله و همراهی با الگو، راهکارهای زیر پیشنهاد می‌شوند:

  • تیتر و زیرتیترها را واضح و روشن بنویسید.
  • مهم‌ترین کلمات را در ابتدای متن به‌کار ببرید. هم در شروع پاراگراف‌ها و هم زیرتیترها، مهم‌ترین کلمات را در ابتدا استفاده کنید.
  • کلمات و عبارات مهم را برجسته (Bold) کنید.
  • با استفاده از رنگ و کادر و تصاویر، اهمیت بخش‌های کوچک را تقویت کنید.
  • از فهرست‌‌های عددی، گلوله‌ای و جدول استفاده کنید.

پرهیز از تعریف بیش‌از‌ حد، پرداختن به حقایق

تبلیغ‌ محصول و سازمان قطعا جذاب خواهد بود؛ اما مشتریان در محتوا به‌دنبال چنین متن‌هایی نیستند؛ زیرا آن‌ها زمان کافی برای خواندن تعریف‌های زیاد شما از محصول و خدمات را ندارند. درواقع، مخاطبان همیشه به‌دنبال حقایق و اطلاعات مهم هستند و هرچه‌سریع‌تر باید به آن دست پیدا کنند.

مخاطب در سریع‌ترین زمان به بیشترین اطلاعات مفید نیاز دارد

برای پرداختن دقیق‌تر به جزئیات باارزش متن و حقایق،‌ ابتدا فهرستی از عناوین و دلیل‌های اهمیت آن‌ها را آماده کنید. محصول شما چگونه به مشتریان کمک خواهد کرد؟ چه چیزی محصول شما را بهتر از رقبا می‌کند؟ در پاسخ به این پرسش‌ها فقط نظر خود را ننویسید؛ بلکه آموزش و بیان حقایق با لحنی جذاب را در دستورکار قرار دهید. اگر محتوای خود را کوتاه و جذاب و درک‌کردنی تولید کنید، بهتر از زمانی خواهد بود که فقط به تعداد کلمه‌های آن وفادار می‌مانید.

content

محتوای جذاب

کاربران امروزی زمان درخورتوجهی را برای مطالعه یا به‌نوعی مصرف محتوا در گوشی‌های هوشمند و کامپیوترها سپری می‌کنند. به‌بیان‌دیگر، آن‌ها همیشه به مصرف محتوا تمایل دارند؛ اما در میان حجم عظیم انتخاب‌های موجود، محتوای جذاب و مفید ارزش بیشتری دارد. درنتیجه، اگر محتوای شما جذابیت چندانی نداشته باشد، مردم تنها به خواندن بخش‌های ابتدایی آن اکتفا می‌کنند. درنتیجه، احتمال تبدیل مخاطب به مشتری هم بسیار کم خواهد بود.

وظیفه‌ی تولیدکننده‌ی محتوا، تنها اطلاع‌رسانی و آموزش نیست؛ بلکه ایجاد جذابیت و علاقه هم در چنین محتوایی اهمیت پیدا می‌کند. برای اطلاع از مفید‌ بودن یا نبودن محتوای تولیدشده، می‌توانید عوامل زیر را در وب‌سایت و سرویس‌های خود بررسی کنید:

  • میزان فراوان ترک وب‌سایت
  • تعداد درخورتوجه لغو ثبت‌نام یا دنبال‌کردن در شبکه‌های اجتماعی
  • تعامل کم
  • اشتراک‌گذاری اندک در شبکه‌های اجتماعی
  • کاهش ترافیک یا نداشتن رشد

برای افزایش درگیری مخاطبان و تولید محتوای جذاب می‌توانید راهکارهای زیر را پیاده کنید:

  • تولید محتوای مختصر و مفید
  • تولید محتوا با قابلیت خوانایی چشمگیر
  • تزریق متن‌های خصوصی و صمیمانه
  • داستان‌گویی
  • اضافه‌کردن محتوای بصری

content

تمرکز روی تیترها

تیتر را می‌توان مهم‌ترین بخش محتوا نامید. اگر با تیتر نتوانید مخاطب را جذب کنید، هیچ‌گاه متن اصلی خوانده نخواهد شد؛ درنتیجه فرایند انتخاب و نوشتن متن باید مانند نام‌گذاری محصول برایتان اهمیت داشته باشد. برای انتخاب بهترین تیتر می‌توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

  • مجهول‌گذاشتن بخشی از هدف متن
  • اضافه‌کردن لحن شرکت
  • مناسب برای موتورهای جست‌وجو
  • پرهیز از تمرکز زیاد روی کلمات پرجست‌وجو
  • توصیفی‌بودن

شخصی‌سازی

داستان‌گویی سلاح مخفی بازاریابی محتوایی است

داستان‌گویی اگر به‌صورت مناسب انجام شود، حکم اسلحه‌ی مخفی را برای کسب‌وکارها دارد. البته، نباید تولید محتوا را با رمان نوشتن اشتباه بگیرید. درمقابل، هرچه به‌سمت شخصی‌سازی متن پیش بروید، جذابیت آن بیشتر خواهد شد. برای داستان‌گویی ابتدا به خلاقیت نیاز دارید. داستانی تعریف کنید که به محصول و خدمات شما مرتبط باشد و تصورات قدیمی و شعاردادن و تلاش واضح برای جذب مخاطب را کنار بگذارید.

درک اشتباهات

شاید پس از رعایت همه‌ی نکات در تولید محتوا، نتیجه‌ی دلخواه را به‌دست نیاورید. هرگز در چنین مرحله‌ای تسلیم نشوید و متن خود را برای بازبینی به نویسنده‌ای دیگر ارجاع دهید. برخی از تولیدکنندگان حرفه‌ای محتوا علاوه‌بر تولید، در بررسی و تحلیل نیز دستی دارند و می‌توانند درکنار تیم بازاریابی شما، به بهبود بازاریابی محتوایی کمک کنند. به‌هرحال، همکاری با حرفه‌ای‌ها برای درک اشتباهات اولیه عموما الزامی خواهد بود.

content

نوشتن هدفمند و ساده

پیش از نوشتن اولین کلمه، هدف خود را مشخص کنید. هدف شما فقط نباید فروش محصول و خدمات باشد؛ بلکه باید مشتریان را به محصول خود مشتاق و حتی عاشق کنید. فراموش نکنید برای ایجاد حس اشتیاق در مخاطب، محدودیت کلمه دارید. به‌‌عبارت‌دیگر، باید با استفاده از کمترین کلمات، منظور خود را به بهترین نحو منتقل کنید. ساده‌نویسی را به‌عنوان وظیفه‌ی اول خود در تولید محتوا در نظر بگیرید. هدف اصلی باید ایجاد رابطه با خواننده باشد و سپس، اهمیت آموزش و دیده‌شدن محصول به‌میان می‌آید. درنهایت، برای رسیدن به همه‌ی اهداف باید سادگی را مدنظر قرار دهید که درکنار جذاب‌بودن، احتمال جذب مشتری را افزایش می‌دهد.

تحقیق و برنامه‌ریزی

با اضافه‌کردن جزئیات به‌روز، محتوای خود را زنده‌تر کنید

شاید فرایند تحقیق پیش از نوشتن، برای اکثر افراد خسته‌کننده به‌نظر برسد. محتوایی که پایه‌ی علمی و تحقیقاتی نداشته باشد، احتمالا مخاطب فعال و باهوش امروزی را جذب نخواهد کرد. هدف تحقیقات اضافه‌کردن محتوا و جزئیات مرتبط به متن اصلی است. به‌عنوان مثال، می‌توان محتوای تبلیغاتی را با رخدادهای روز جامعه‌ی هدف مرتبط کرد تا حس زنده‌بودن را منتقل کند.

در بخش برنامه‌ریزی محتوا می‌‌توان نکاتی همچون انتخاب نوع و طول آن را عنوان کرد. پیش از نوشتن باید بدانید چه سبکی از محتوا تولید خواهد شد، آیا از ابتدا به داستان‌گویی می‌اندیشید یا مقاله‌ای علمی با تمرکز بر تحقیقات مدنظر شما است؟ به‌علاوه، طول محتوای تولیدی نیز بسته به کانال توزیع باید انتخاب شود. به‌عنوان مثال، متنی که در وب‌سایت منتشر می‌شود با محتوایی که در شبکه‌های اجتماعی دیده خواهد شد، تفاوت‌های اساسی دارند.

در مرحله‌ی نهایی برنامه‌ریزی، تیترها و زیرتیترها را انتخاب کنید. سپس یک یا دو موضوع مهم در هر بخش را انتخاب کنید تا متن روی آن‌ها متمرکز شود و درنهایت، متن خود را پیرامون همان موضوعات مهم توسعه دهید. فراموش نکنید تولید محتوای عالی به زمان نیاز دارد. این بخش از بازاریابی را باید به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراحل در نظر بگیرید و بهترین افراد و حداکثر زمان را به آن اختصاص دهید.

استراتژی بازاریابی خود را آزمایش و بهینه‌سازی کنید
همه‌چیز درباره‌ خبرنگار شدن: سخت و شیرین دنیای اخبار
چرا تولید محتوای متنی همیشه اهمیت دارد؟
هرآنچه باید درمورد اینفلوئنسر مارکتینگ بدانید
محتوای تولیدشده کاربر؛ راهی مقرون‌به‌صرفه و تأثیرگذار برای بازاریابی

خبر کسب و کار


امروزه بیش از همیشه درباره‌ی مهارت‌های چهارگانه‌ی علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) خبر و مقاله می‌خوانیم. به‌علاوه خطر اتوماسیون و از بین رفتن فرصت‌های شغلی نیز بیش از همیشه نیروی انسانی را تهدید می‌کند. حتی مفاهیمی به‌نام «چراغ خاموش» نیز در محافل کسب‌وکار مطرح می‌شوند که طبق آن‌ها، شرکت‌ها بدون نیاز به نیروی انسانی و حتی نور، وظایف خود را با ربات‌ها انجام می‌دهند.

ارزش افزوده‌ای که ربات‌ها و اتوماسیون به کسب‌وکار می‌دهند، قطعا قابل‌توجه خواهد بود. ازطرفی مهارت‌های نرم همچون ارتباطات، همدلی، ذهن‌آگاهی، خلاقیت، همکاری و رهبری از مواردی هستند که در جریان بحث و تبادل‌نظرها پیرامون دنیای آینده، اهمیت کمتری پیدا می‌کنند. درواقع ما به‌قدری درگیر نگرانی از دنیای خودکار آینده شده‌ایم که اهمیت چنین مهارت‌هایی را در بهبود شرایط نیروی کار انسانی نادیده گرفته‌ایم.

مقاله‌های مرتبط:

  • مهارت‌هایی که در آینده با اتوماسیون از بین نمی‌روند
  • مهارت‌های نرم چگونه باعث پیشرفت در دنیای فناوری می‌شوند

به‌عنوان نمونه‌ای از اهمیت مهارت‌های نرم، مهندسی را تصور کنید که طراحی‌های جدید و خارق‌العاده‌ای برای یک محصول پیشنهاد می‌دهد، اما توانایی ارتباط قوی و منتقل کردن منظور خود را ندارد. در فرضیه‌ای دیگر، او توانایی همکاری با تیم خود برای تولید نهایی طراحی را ندارد. چنین نیرویی قطعا به ضرر خود و سازمانش عمل می‌کند. چالش‌هایی مشابه در سطوح رهبری هم رخ می‌دهند. در چنین چالش‌‌هایی، تمام تیم مدیریت نمی‌توانند ارزش مهارت‌های نرم را درک کنند.

در مسیری که ما انسان‌ها به سمت آینده‌ی پر از ربات‌ها و هوش مصنوعی حرکت می‌کنیم، اهمیت مهارت‌های نرم و الزامی بودن آن‌ها بیش‌ازپیش خود را نشان می‌دهد. انجمن جهانی اقتصاد هم در جدیدترین بررسی خود، مهارت‌های مرتبط با فناوری و مهارت‌های نرم را در دسته‌بندی مهم‌ترین دارایی‌های نیروی انسانی دسته‌بندی کرد. در بخشی از گزارش انجمن می‌خوانیم:

یافته‌های ما الزامی را برای دولت‌ها ایجاد می‌کند تا در سیاست‌های آموزشی خود بازنگری کنند؛ نوعی بازنگری که باهدف بهبود آموزش و افزایش مهارت افراد در همه‌ی سنین انجام شود. به‌علاوه تمرکز باید روی مهارت‌های STEM و نرم به‌صورت هم‌زمان باشد تا به انسان‌ها فرصت بهره‌برداری از ظرفیت‌های انسانی را بدهد.

مهارت های آیتی

حتی شرکتی شبیه به مایکروسافت که در ظاهر تنها باید به‌دنبال کارمندانی با مهارت‌های STEM باشد، مهارت‌های نرم را به‌عنوان بخش مهمی از فرایند استخدامی خود در نظر می‌گیرد. مدیران ردموندی‌ها اعتقاد دارند با افزایش شباهت کامپیوترها به انسان‌ها، انسانیت و علوم اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. در کتاب The Future Computed اثر برد اسمیت و هری شان، مدیران اجرایی مایکروسافت، می‌خوانیم:

زبان، هنر، تاریخ، اقتصاد، اخلاق، فلسفه، روانشناسی و دوره‌های توسعه‌ی انسانی، همگی مهارت‌های حیاتی، فلسفی و مبتنی بر اخلاق را به انسان‌ها آموزش می‌دهند. چنین مهارت‌هایی در توسعه و مدیریت راهکارهای هوش مصنوعی مفید خواهند بود.

نتایج قطعی مهارت‌های نرم

تنها صحبت کردن پیرامون مهارت‌های نرم برای توسعه‌ی نیروی انسانی آینده کافی نخواهد بود. پیاده‌سازی رویکردهایی با تمرکز روی این مهارت‌ها، نیاز به زمان و انرژی زیادی دارد. البته یافته‌های تحقیقاتی، کاربردی بودن مهارت‌ها را تأیید می‌کنند و به‌نوعی انگیزه‌ی لازم را برای کسب آن‌ها به ما می‌دهند.

آماندا راجری از محققان BBC در تحقیقی به اهمیت مهارت‌های به‌ظاهر بی‌ارزش انسانی پرداخته است. او در بررسی خود به‌سراغ وکلا رفت و آموزش و مهارت‌های آن‌ها را بررسی کرد. آماندا گزارش می‌دهد که وکلایی با مهارت‌های حقوقی حداکثر درآمد سالانه‌ی ۹۴ هزار دلار دارند. درمقابل وکلایی که درکنار تحصیلات حقوقی، مهارت‌های فلسفی و مذهبی کسب کرده‌اند، درآمد خود را تا مبلغ ۱۱۰ هزار دلار افزایش می‌دهند.

Communication Skill of Great Leaders

در شرح گزارش آماندا می‌خوانیم وکلایی که مطالعات تمدن و اخلاق داشته‌اند، درآمد سالانه ۱۲۴ هزار دلار دارند. آن دسته‌ای که مطالعات تاریخی دارند، درآمد را به ۱۴۳ هزار دلار می‌رسانند. درنهایت، وکلایی با مطالعات زبان‌های خارجی، تا ۱۴۸ هزار دلار درآمد خواهند داشت که ۵۴ هزار دلار بیشتر از همکاران بدون مهارت‌شان است.

فارغ‌التحصیل‌های دانشگاهی با مطالعات متفرقه و در مسیر مهارت‌های نرم، به‌محض ورود به بازار کار مهارت‌های ارتباطی، کار تیمی، تصمیم‌گیری و حل مسئله‌ی قوی‌تری خواهند داشت. چنین مهارت‌هایی با مهارت‌های نرم ترکیب می‌شوند و فرصت‌های شغلی و درآمدزایی آن‌ها را افزایش می‌دهند.

چگونه مهارت‌های نرم را تقویت کنیم؟

همه‌ی ما انسان‌ها، بهره‌ای نسبی از مهارت‌های نرم برده‌ایم. البته همه‌ی افراد توانایی بهینه‌سازی و تقویت مهارت‌ها را در طول زندگی ندارند. به‌هرحال همان‌طور که قبلا اشاره کردیم، تقویت مهارت‌ها برای پیشرفت در دنیای آتی، حیاتی محسوب می‌شود. در ادامه به روش‌هایی بهینه برای پیشرفت در حوزه‌ی مهارت‌های نرم می‌پردازیم.

سرمایه‌گذاری روی نقاط قوت

تحقیقات دانشگاه‌های بزرگی همچون میشیگان، هاروارد، بوستون و هالت نشان می‌دهد آموزش مهارت‌های نرم با فاکتورهای مهم در کسب‌وکار همچون پایداری در شغل، بهره‌وری و رضایت شغلی ارتباط نزدیک دارد. به‌علاوه برای شروع تقویت مهارت‌ها نیز باید روی نقاط قوت تأکید کرد. چنین رویکردی بسیار مفیدتر از تمرکز برای رفع نقاط ضعف خواهد بود. به‌عنوان مثال اگر در مهارت‌هایی همچون تفکر استراتژیک، تأثیرگذاری و ایجاد رابطه توانمند هستید، به‌جای پرداختن به نقاط ضعف، این مهارت‌ها را تقویت کنید.

به‌جای تلاش برای بهبود نقاط ضعف، نقاط قوت را تقویت کنید

اگر روحیه‌ی همدلی شما امکان ایجاد ارتباط آسان با دیگران را می‌دهد، از آن برای همکاری بهتر با اعضای تیم جدید استفاده کنید. اگر مهارتِ شکستن مسائل به موارد کوچک‌تر و قابل هضم‌تر دارید، از آن برای شناساندن مشکلات به دیگران استفاده کنید. در مثالی دیگر، اگر کنجکاو هستید، به‌جای ایجاد مشکل برای اعضای تیم به‌دنبال وظایف دشواری باشید که دیگران از آن‌ها فرار می‌کنند. مسیرهایی را برای پیشرفت انتخاب کنید که نیاز به یادگیری دارند.

mind

خروج از منطقه‌ی امن

یکی از بهترین راه‌ها برای بهبود مهارت‌های نرم، خروج از منطقه‌ی امن است. به‌عنوان مثال اگر صحبت کردن در میان جمع شما را می‌ترساند، در دوره‌های آموزشی این مهارت شرکت کنید و از امتحان کردن فرصت‌های جدید نترسید. اگر در کارهای تیمی مهارت ندارید، در فعالیت‌های داوطلبانه شرکت کنید و ترس را با کار عملی از بین ببرید.

یادگیری ازطریق انجام کارها، همیشه بهترین روش برای ازبین‌بردن ترس است. شما می‌توانید با خارج شدن از منطقه‌ی امن و امتحان کردن شرایط دشوار، ترس همیشگی از مهارت‌های نرم را از بین ببرید. شکست در چنین مسیرهایی نیز عواقب نگران‌کننده‌ای ندارد و به‌همین دلیل می‌توانید با آزادی کامل، روش‌های بهبود مهارت‌های خود را امتحان کنید.

حرکت در خلاف جهت

شاید دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی تا سال‌ها اهمیت مهارت‌های نرم را درک نکنند. دراین‌میان دانشجوها و دانش‌آموزان نباید در روند پیشرفت متوقف شده و با مسیر تمرکز آموزشگاه‌ها روی مهارت‌‌های فنی همسو شوند. به‌عنوان مثال اکثرا در محافل دانشگاهی می‌بینیم که مهارت‌هایی همچون فلسفه و تاریخ و علوم اجتماعی، با تصور بن‌بست بودن و بی‌فایده بودن روبه‌رو می‌شوند. درحالی‌که اکثر مدیران موفق دنیای کنونی، دانش اجتماعی یا مدارک دانشگاهی مرتبط با علوم انسانی دارند.

بهینه‌سازی و خودکارسازی نقاط قوت

قابلیت استفاده‌ی مجدد یکی از مهم‌ترین عناصری است که دنیای کامپیوتر به ما می‌آموزد. در علوم کامپیوتری و مهندسی نرم‌‌افزار، استفاده‌ی مجدد به‌معنای استفاده‌ از دارایی‌های کنونی در فرایند توسعه‌ی محصولات نرم‌افزاری است. در اینجا، دارایی تنها به‌معنای کد نیست، بلکه محصولاتی که در روند توسعه‌ی نرم‌افزار ایجاد می‌شوند را می‌توان به‌عنوان دارایی‌های با قابلیت استفاده‌ی مجدد شناخت. روش‌های طراحی و پیاده‌سازی دانش را می‌توان انواعی از دارایی‌های مذکور دانست.

پیشرفت

استفاده‌ی مجدد به‌معنای ساخت نسخه‌ای متنوع از دارایی‌های موجود است. رویکرد استفاده‌ی مجدد را می‌توان در هر فرایندی در زندگی پیاده‌سازی کرد. به‌عنوان مثال، یک نویسنده ابتدا پست‌های کوتاه وبلاگی می‌نویسد. سپس پست‌ها به دارایی‌های برای نوشتن مقاله‌های بلند تبدیل می‌شوند و درنهایت از همین مقاله‌ها می‌توان برای نوشتن یک کتاب استفاده کرد. استفاده‌ی مجدد به ما سرعت و بازدهی مورد نیاز را بدون نیاز به طراحی‌ها و تفکرات ابتدایی مجدد (اختراع مجدد چرخ) می‌دهد.

درباره‌ی خودکار کردن وظایف تکراری، مقاله‌ها و آموزش‌های فراوانی تهیه شده‌اند. خودکارسازی را می‌توان ابزاری بسیار کارآمد برای افزایش بهره‌وری سازمانی و شخصی دانست. به‌عنوان مثال می‌توانید از یک ابزار زمان‌بندی شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید که محتوای مورد نظر را در زمان‌های مشخص در کانال‌های مشخص منتشر می‌کند. چنین رویکردی زمان زیادی را در کارهای روزانه‌ی شما صرفه‌جویی می‌کند.

تمرین ذهن‌آگاهی

ذهن‌آگاهی در مقابل چندوظیفگی قرار دارد و تمرکز را تنها روی یک کار معطوف می‌کند

ذهن‌آگاهی را می‌توان با تمرکز روی یک وظیفه در محدوده‌ی زمانی مشخص تمرین کرد. همه‌ی ما می‌دانیم که چندوظیفگی احتمال اشتباهات را افزایش می‌دهد و درنهایت منجر به کاهش بهره‌وری می‌شود. وقتی فعالیت‌های متعددی را به‌صورت هم‌زمان انجام می‌دهیم، عموما سطح استرس افزایش می‌یابد. به‌علاوه، چندوظیفگی منجر به افزایش اضطراب در عملکرد مغز می‌شود. به‌عنوان مثال اگر در حال برنامه‌ریزی برای یک پروژه باشید و هم‌زمان به تماس‌ها و پیام‌های کارمندان نیز پاسخ دهید، قطعا نمی‌توانید به جزئیات مورد نظر برای طراحی بهینه توجه داشته باشید.

اگر جزئیات متعدد به‌صورت هم‌زمان به ذهن ما وارد شوند، مغز نمی‌تواند بین آن‌ها اولویت‌بندی کرده و مهم‌ترین‌ها را انتخاب کند. درنتیجه حافظه نیز توانایی ذخیره‌سازی بهینه‌ی خود را از دست می‌دهد که در عملکرد بلندمدت آن اختلال ایجاد خواهد کرد. ذهن‌آگاهی را می‌توان تمرکز کامل حواس فرد روی یک موضوع در لحظه دانست. وقتی در هر دوره‌ی زمانی مشخص تنها روی یک وظیفه متمرکز باشید (یعنی در لحظه، ذهن‌آگاهی داشته باشید)، موفقیت‌های بیشتری نسبت به حالت چندوظیفگی خواهید داشت.

تمرکز در کار

هیچ‌گاه تقاضا برای مدیران ذهن‌آگاه به‌اندازه‌ی امروز نبوده است. افرادی که بتوانند با تمرکز بر وظایف و فعالیت‌ها، بهترین راهنمایی را برای اعضای تیم خود داشته باشند و همچنین عملکرد خود را نیز منظم کنند. آن‌ها حتی در الهام‌دهی به افراد برای ایجاد تأثیر پایدار بسیار موفق‌تر از رهبران تهاجمی و سرعتی هستند.

با نگاهی به موارد بالا به این نتیجه می‌رسیم که اتوماسیون حداقل در آینده‌ی نزدیک جایگزینی برای مهارت‌های خاص انسانی ما نخواهد داشت. چنین مهارت‌هایی قطعا در آینده و درکنار مهارت‌های فنی همچون STEM هنوز نقش عناصر حیاتی دنیای کسب‌وکار را ایفا خواهند کرد. درنتیجه نباید زمان را برای تقویت آن‌ها از دست داد، چرا که اتوماسیون با سرعت هرچه بیشتر به سمت اشغال فرصت‌های شغلی سنتی ما حرکت می‌کند.

آینده روشنی که درانتظار سبک زندگی فریلنسری است
همه‌چیز درباره‌ خبرنگار شدن: سخت و شیرین دنیای اخبار
آیا زمان ترک شغل فرا رسیده است؟
آیا برای آزادکاری آماده‌اید؟
همه‌چیز درباره‌ی گرافیست‌شدن: درآمدزایی از دنیای رنگ‌ و طرح

خبر کسب و کار


مطالب محبوب
تبلیغات متنی